الفيض الكاشاني
80
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
بر تو مسلّط مىشود و در برابرش خضوع مىكنى . بنابراين به خاطر محبّت به دنيا هرگاه بر او بگذرى سلام مىدهى و هر گاه بيمار شود از او عيادت مىكنى . براى خدا بر او سلام نمىدهى و براى خدا عيادتش نمىكنى . پس اگر به او محتاج نبودى برايت بهتر بود . سپس گفت : اين سخن از صد حديثى كه از فلان و فلان بشنوى برايت بهتر است . يكى از حكيمان گويد : از امور شگفتآور انسان اين است كه اگر به او خبر دهند كه همواره در دنيا مىمانى نيروى حرص او بر گردآورى مال بيشتر از آنچه در مدّت كوتاه عمر و انتظار زوال آن وجود دارد ، نخواهد بود . عبد الواحد بن زيد گويد : بر راهبى گذشتم و به او گفتم : از كجا مىخورى ؟ گفت : از خرمن خداوند بخشنده و خبير كه سنگ آسيا را آفريد و آذوقه براى خرد شدن به آن آسيا مىآيد ، و با دستش به دندانهاى آسياى خود اشاره كرد . [ به گفتهء سعدى : هر آن كس كه دندان دهد نان دهد - م . ] شرح درمان حرص و طمع و دارويى كه با آن صفت قناعت به دست مىآيد ( 1 ) بايد دانست كه اين دارو سه ركن دارد : صبر ، علم ، عمل و مجموع آن پنج چيز است : اوّل عمل است . منظور از عمل ميانهروى در زندگى و مدارا در انفاق است . پس هر كس بخواهد به عزّت قناعت برسد لازم است كه درهاى خرج را تا آنجا كه امكان دارد بر خويشتن مسدود سازد و خويشتن را به مخارج ضرورى ملزم كند ؛ زيرا كسى كه خرجش زياد شود و بسيار ببخشد نمىتواند قناعت كند ، بلكه اگر تنهاست لازم است به يك جامهء خشن و به هر غذايى كه پيش آيد قناعت كند و تا مىتواند از خورشت بكاهد و نفس خود را به پذيرش آن وادار كند و اگر داراى عائله است هر كدام را به همان اندازه