الفيض الكاشاني
478
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
بپردازد زيرا هدف از فقه شناخت مسائلى است كه ديگرى در اعضاى خود بدان محتاج است ، و شناخت مسائل مورد نياز قلب براى او سزاوارتر است ؛ جز اين كه جاهطلبى و حبّ رياست و لذّت افتخار و غلبه بر همگنان و مقدّم شدن بر آنها او را كور كرده تا آنجا كه فريفته شده و مىپندارد كه به امور مهمّ دينى خود مشغول است . صنف سوم صوفيانند ( 1 ) و چه بسيار فريفتگى بر آنان غالب است و گروههاى بسيارى از آنها فريفتهاند . گروهى از صوفيان اين زمان - جز آنهايى كه خدايشان حفظ فرموده - به گفتار و لباس و هيأت فريفته شدهاند و با صوفيان راستين در لباس و هيأت و الفاظ و آداب و رسوم و اصطلاحات همراه شدهاند ؛ همچنين در آداب ظاهرى آنها از سماع و رقص و طهارت و نشستن روى سجّادهها با به زير انداختن سر و مانند شخص متفكّر سر به گريبان فرو بردن و آه سرد كشيدن و آهسته سخن گفتن و ديگر هيأتها و قيافهها از آنان پيروى كردهاند . مىگويم : براى صوفيان صادق چه فضيلت و كرامتى است تا براى آنها كه خود را شبيه آنها مىسازند فضيلت و غرورى باشد ؟ زيرا بيشترشان از بدعتگزاران سماع و رقص و بلند گفتن دعا و غير آن هستند . غزالى گويد : اينان چون اين كارها را با زحمت انجام داده و خود را به صوفيان شبيه ساختهاند پندارند كه آنان نيز صوفى هستند در حالى كه هرگز خود را در مجاهده و رياضت و رسيدگى به قلب و پاك كردن باطن و ظاهر از گناهان نهان و آشكار به زحمت نينداختهاند و تمام كارهاى آنان از منزلهاى آغازين تصوّف است و اگر از تمام آن منزلها فراغت يابند نمىتوانند خود را از صوفيان به شمار آورند . چگونه صوفى باشند در حالى كه هرگز پيرامون تصوّف نگشته و علائم صوفيان در آنها وجود ندارد ، حتّى به خاطر حرام و اموال شبههآميز و مال شاهان با يكديگر نزاع مىكنند ، و بر سر پول و دانه و گردهء نان با هم رقابت مىكنند و بر اندك چيزى به يكديگر حسد مىورزند و