الفيض الكاشاني
461
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
همگى واعظان اين زمانند ، مگر كسانى كه در بعضى از اطراف شهرها بندرت يافت شوند كه خدا آنها را ( از لغزش ) حفظ كرده باشد . اگر چنين واعظى يافت مىشود ما او را نمىشناسيم . پس اين منحرفان ، به سخنان نامفهوم و خارج از احكام مقرّر و تركيب سخنانى كه از قانون شرع و عقل بيرون است مشغول مىشوند و قصدشان ايجاد شكفتگى ( در شنوندگان ) است و گروهى به نكتههاى دقيق و ظريف و مسجّع آوردن الفاظ و تركيب آنها دل خوش دارند و بيشتر همّتشان در آوردن كلمات هماهنگ و شاهد آوردن از شعرهاى وصال و فراق است و هدفشان اين است كه در مجلس آنها وجد و فرياد زياد شود ، اگر چه براى غرضهاى فاسد باشد . پس اينان انسانهايى شيطان صفتند كه گمراه شدهاند و ديگران را نيز از راه راست منحرف مىكنند زيرا گروه نخست اگر چه خود را اصلاح نكردند ، امّا ديگران را اصلاح كرده و سخن و موعظهشان را درست و صحيح ادا كردند . امّا اين گروه ، مردم را از راه راست باز مىدارند و مردم را با كلمات اميدوار كننده به آنجا مىكشانند كه به خدا فريفته شوند و سخن آنها جرأت مردم را بر گناه و تمايلشان را به دنيا بيشتر مىكند ، بويژه هرگاه واعظ به لباسها ( ى فاخر ) و اسب و مركب آراسته باشد ، زيرا هيأت او از فرق سر تا قدم گواه حرص بسيار او بر دنياست . پس آنچه اين واعظ فريفته تباه مىسازد بيشتر از چيزى است كه اصلاح مىكند حتّى هرگز اصلاح نمىكند و گروه بسيارى را گمراه مىكند ؛ بدين ترتيب علّت فريفتگى او روشن است . گروه ديگرى از آنان به حفظ كردن سخن زاهدان و سخنان آنها در نكوهش دنيا قناعت كردهاند و اينان كلمات را به همان صورت خود حفظ كردهاند و بدون فهم معانى آن را ادا مىكنند . سپس بعضى از آنها در منبرها اين كار را مىكنند و بعضى در محرابها و پارهاى از آنها در بازارها با همنشينان ؛ و تمامشان مىپندارند كه هرگاه به همين اندازه از اهل بازار و لشكريان ممتاز شوند - زيرا با حفظ كردن سخن زاهدان و دينداران در برابر آنان - رستگار شده ، به واجب رسيده و آمرزيده شدهاند و از كيفر خدا در امانند و بدون