الفيض الكاشاني
46
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مىكند و موجب زياد شدن و زاد و ولد آنها مىشود و شكارچى آنچه خود از زمين روييده يا به وجود آمده است و انسان در آن هيچ گونه دخالتى ندارد به دست مىآورد و شغلها و هنرهاى بسيارى جزء اين شاخه به شمار مىآيد و اين شغلها نياز به ابزار و لوازم دارد مانند پارچهبافى و كشاورزى و ساختمانسازى و شكار و ابزار نيز يا از گياهان تهيه مىشود ، مانند چوب يا از معدنها مانند آهن و سرب و ديگر فلزات يا از پوست حيوانات ساخته مىشود در اين صورت نياز به سه شغل ديگر فلزات يا از پوست حيوانات ساخته مىشود در اين صورت نياز به سه شغل ديگر پديد مىآيد كه درودگرى و آهنگرى و خرّازى ( سوراخ كردن و دوختن پوست حيوانات ) است و اينان به كار گيرندهء ابزارهايند . مقصودمان از نجّار هر انسانى است كه به نوعى روى چوب كار مىكند و منظور از آهنگر هر انسانى است كه بر روى مواد معدنى كار مىكند ، حتّى مسگر و فروشندهء مس و سوزن و جز آنها ، و مقصودمان از ذكر اين شغلها جنس آنهاست . امّا تك تك حرفهها بسيار است ، و مقصودمان از خرّاز هر انسانى است كه بر روى پوست حيوانات و اجزاى آن كار مىكند ، به اين ترتيب شغلهاى ياد شده ما در تمام شغلهاست . وانگهى آدمى به گونهاى آفريده شده كه نمىتواند به تنهايى زندگى كند ، بلكه ناگزير است با همنوعان خود به صورت گروهى زندگى كند و دو دليل بر اين كار هست : يكى نياز به نسل تا جنس آدمى باقى بماند و آن جز با جمع شدن نر و ماده و زندگى آنها با هم ميسّر نمىشود ؛ دوّم همكارى در فراهم آوردن وسايل از قبيل خوراك و پوشاك و مسكن و تربيت فرزندان ، زيرا لازمهء اجتماع جنس نر و ماده فرزنددار شدن است و يك نفر نمىتواند هم فرزند را نگاه دارد و هم وسايل خوراكى را فراهم آورد ، و تنها اجتماع انسان در منزل با خانواده و فرزندانش كفايت نمىكند ، بلكه نمىتواند به اين صورت زندگى كند و بايد گروه بسيارى گرد هم آيند تا هر كدام به شغلى بپردازند . يك نفر به تنهايى نمىتواند امور كشاورزى را در حالى كه نياز به ابزارهاى زيادى دارد انجام دهد و ساخت ابزار نيز به آهنگر و درودگر نياز دارد و غذا به آرد كننده و نانوا محتاج است .