الفيض الكاشاني
436
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
افتاده و در دنيا فرو رفته و از خداى متعال روى گرداندهاند و به اعتقاد خود به كرم خدا و لطف خدا مطمئن و به عفو و آمرزش او اميدوارند و به پندار آنها گويى شناختى از كرم و لطف خدا دارند كه انبياء و صالحان پيشين آن را نداشتهاند . پس اگر با آرزو بتوان به كرم و لطف خدا رسيد ، گريههاى آنان و بيم و اندوهشان براى چه بوده است ؟ و ما اين مطالب را در كتاب خوف و رجا تحقيق و نقل كردهايم ، رسول خدا ( ص ) در روايتى كه معقل بن يسار نقل كرده فرموده است : « بر مردم زمانى بيايد كه قرآن در دلهاى مردان چنان كهنه شود كه لباسها بر بدنها ، كار آنها تمامى طمع است كه بيمى به همراه ندارد ؛ اگر يكى از آنها نيكى كند مىگويد : خدا از من قبول مىكند و اگر بدى كند مىگويد : خدا مرا مىآمرزد » « 56 » . پس رسول خدا خبر داده كه آنان طمع را به جاى ترس نهادهاند ، چون از هشدارهاى قرآن و محتواى آن بىخبرند و نظير آن را از نصرانيان خبر داده ، چرا كه فرموده است : فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ ( يعنى دانشمندان ) يأخذون عرض هذا الأدنى ( يعنى خواستههاى دنيوى خودشان را مىگيرند چه حلال باشد چه حرام ) و مىگويند : سيغفر لنا « 57 » خداى متعال فرمود : ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِي وَ خافَ وَعِيدِ « 58 » ؛ و قرآن از اوّل تا آخرش بيم و ترس است كه هيچ كس در آن نينديشد جز اين كه اندوهش طولانى و بيمش زياد شود اگر به محتواى قرآن مؤمن باشد ؛ در حالى كه مردم را مىبينى كه آن ( قرآن ) را با شتاب قرائت مىكنند حروف را از مخارجش بيرون مىآورند و دربارهء رفع و جرّ و نصب حروف با هم مجادله مىكنند و گويى شعرى از اشعار عرب را مىخوانند به طورى كه توجّه به معانى قرآن ندارند و به عمل كردن به آن
--> ( 56 ) عراقى گويد : اين حديث را ابو منصور ديلمى در مسند الفردوس از حديث ابن عساب به همين صورت روايت كرده با سندى كه در آن جهالتى موجود است . و من را از حديث معقل نديدهام . ( 57 ) اعراف / 169 : ( مىگفتند ) ( اگر ما گنهكاريم ) خداوند به زودى ما را مىبخشد . ( 58 ) ابراهيم / 14 : اين ( موفقيّت ) براى كسى است كه از مقام ( عدالت ) من بترسد و از عذاب ( من ) بيمناك باشد .