الفيض الكاشاني
437
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
اهميّت نمىدهند . آيا در عالم غرورى بيش از اين تصوّر مىشود ؟ اين بود مثالهاى غرور و فريفتگى به خدا و توضيح تفاوت ميان اميد و غرور ، و نزديك به همين غرور است ، غرور گروههايى كه عبادتها و معصيتهايى دارند ، جز اين كه گناهانشان بيشتر است در حالى كه انتظار آمرزش دارند و مىپندارند كه كفّهء ( ترازوى ) حسناتشان برترى دارد با اين كه كفّه گناهانشان بيشتر است ، و اين كمال نادانى است . پس يكى را مىبينى كه چند درهمى را از حلال و حرام صدقه مىدهد ولى آنچه از اموال مسلمانان و اموال شبهه مىگيرد چند برابر آنهاست و شايد صدقهاى كه از اموال مسلمانان مىدهد و بر آن متّكى است ، مىپندارد كه صدقه دادن به ده درهم حلال يا حرام با خوردن هزار درهم حرام برابرى مىكند ؛ مثل او مثل كسى است كه ده درهم در كفّهء ترازويى مىنهد و در كفّهء ديگر هزار درهم و مىخواهد كه كفّهء سنگين با كفّهء سبك برابر باشد و اين كمال نادانى است . آرى آن كه در اين گروه جاى دارد مىپندارد كه عباداتش بيش از گناهانش است ، چون خود را محاسبه نمىكند و به جستجوى گناهانش نمىپردازد و هرگاه عبادتى مىكند آن را حفظ مىكند و مورد توجّه قرار مىدهد مانند كسى كه خدا را به زبان استغفار مىكند يا صد بار در روز تسبيح خدا مىگويد ، سپس غيبت مسلمانها مىكند و آبروى آنها را مىبرد و در طول روز بر خلاف رضاى خدا سخن مىگويد و توجّهش به شمارهء تسبيحايش است كه صد بار يا هزار بار استغفار كرده است ، در حالى كه تمام حرفهاى او را نويسندگان مكرّم الهى نوشتهاند و خدا بر هر كلمهاى وعدهء كيفر داده و فرموده است : ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ « 59 » و او همچنان به فضيلت تسبيحها و تهليلهاى خود مىانديشد و به آنچه در كيفر غيبت كنندگان و كذّابان و نمّامان وارد شده نمىانديشد ، در حالى كه منافقان سخنانى را اظهار مىكنند كه در دل باور ندارند و ديگر آفتهاى زبان و آن غرور محض است . بجانم سوگند كه اگر نويسندگان گرامى اجرت
--> ( 59 ) ق / 17 : هيچ سخنى را انسان بر زبان نمىراند ، مگر اين كه نزد آن فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام مأموريت است .