الفيض الكاشاني

417

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

پس لذّت دنيا را از نظر مدّتش با مدّت آخرت مقايسه كنيد چرا كه طولانىترين عمر انسان ( معمولا ) صد سال است و آن از نظر زمانى يكدهم از ده يك ، يك ميليونيم جزء آخرت نيست ، و گويى يك نعمت را ترك كرده تا يك ميليون بلكه نعمتهاى بىنهايت را به دست آورد ، و اگر از نوع بنگرد لذّتهاى دنيا را تيره و آميخته به انواع كدورتها مىبيند و لذّتهاى آخرت را خالص و بدون كدورت مىيابد ، در اين صورت جملهء نقد بهتر از نسيه است ، اشتباه مىباشد و آن غرورى است كه منشاء آن قبول لفظ عام و مشهورى است كه گفته شده و از آن چيز خاصّى قصد شده است و مغرور از معناى خاص آن غافل شده است ، زيرا قصد كسى كه گفته است « نقد به از نسيه است » اين است كه نقد بهتر از نسيه‌اى است كه همانند خودش باشد اگر چه آن را بصراحت نگفته است ، در اين موقع شيطان به قياس ديگرى پناه مىبرد و آن اين كه : يقين به از شك است ، دنيا يقينى است و آخرت مشكوك ، و فساد اين قياس بيش از اوّل است ، زيرا هر دو اصل آن باطل است وقتى يقين به از شك است كه مانند هم باشند و گرنه تاجر به زحمت خود ( در تجارت ) يقين دارد و در سود بردن شك دارد ، و فقيه مستنبط در اجتهاد خود يقين دارد ولى در رسيدن به درجهء علم مشكوك است ، شكارچى در رفتنش به شكارگاه يقين دارد امّا در شكار كردن مشكوك است . همچنين دور انديشى عادت تمام خردمندان است و تمام آن موارد ترك كردن يقين به واسطهء امور مشكوك است ، ولى تاجر مىگويد : اگر تجارت نكنم گرسنه مانده و زياد ضرر مىكنم و اگر تجارت كنم رنجم اندك و ربحم بسيار مىشود . همچنين بيمار داروى ناگوار ، تلخ و ناخوشآيند را مىآشامد در حالى كه به تلخى دارو نسبت به بيمارى و مرگى كه از آن بيم دارد اندك است . همچنين كسى كه در آخرت ترديد دارد به موجب دورانديشى بر او لازم است بگويد : ايام صبر ( در دنيا ) كه آخر عمر است نسبت به آنچه دربارهء آخرت مىگويند ، اندك است ، و اگر آنچه دربارهء آخرت مىگويند دروغ باشد جز بهره‌مندى از نعمتهاى دنيا در