الفيض الكاشاني

396

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

اندامهايت را خدا آفريده و نيز قوّت و قدرت و سلامتى را خدا در اندامهايت قرار داده است ، همچنين خدا برايت عقل و علم آفريد ، و اراده‌ات را نيز او خلق كرد و اگر بخواهى بعضى از آنها را از خودت نفى كنى نمىتوانى ، آنگاه در اعضايت حركتها را آفريد و در آفريدن آنها يگانه و بدون شريك بود و تمام آنها را به ترتيب آفريد . پس تا در عضو نيرويى و در قلب اراده‌اى نيافريد حركت را خلق نكرد و تا علم به مقصود و مراد را نيافريد اراده را خلق نكرد و تا قلبى را كه محلّ علم است نيافريد علم را نيافريد . بنابراين آفرينش تدريجى خداوند در تو اين توهّم را ايجاد كرده است كه عمل را تو ايجاد كرده‌اى در حالى كه اشتباه مىكنى . توضيح اين مطلب و چگونگى پاداش بر عملى كه آفريدهء خداست به زودى در كتاب شكر بيان خواهد شد چرا كه به آن كتاب سزاوارتر است . بنابراين به كتاب شكر رجوع كنيد و ما اكنون اشكال تو را با جواب دوم كه در آن مختصر مسامحه‌اى است بر طرف مىكنيم . جوابى كه در آن مسامحه است آن است كه فرض كن عمل به قدرت تو حاصل شده ، پس قدرت تو از كجاست ؟ در صورتى كه عمل بدون وجود تو وجود علم و قدرت و اراده‌ات تصوّر نمىشود و تمام اين امور از خداى متعال است نه از تو . پس اگر عمل به قدرت است ، كليدش قدرت است و اين كليد در اختيار خداست و هرگاه كليد را به تو ندهد توان عمل را نخواهى داشت ، بنابراين عبادتها گنجهايى است كه با آن آدمى به سعادتها مىرسد و كليدهاى آن گنجها قدرت و اراده و علم است و ناگزير در اختيار خداست . آيا معتقدى كه اگر گنجهاى دنيا را به صورت مجموعه‌اى در دژى مستحكم ببينى و كليدهايش در دست خزانه‌دارى باشد و اگر هزار سال بر در آن دژ و اطراف ديوارهاى آن بنشينى نمىتوانى به يك دينار موجود در دژ بنگرى و اگر كليد را به تو دهد البتّه آن را از نزديك خواهى گرفت و تنها دراز كردن دست كافى است . پس هرگاه خزانه‌دار كليدها را به تو دهد و تو را بر آن مسلّط سازد و دست دراز كنى و آن را بردارى