الفيض الكاشاني

397

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

آيا شگفتى و شادمانى تو به اين است كه خزانه‌دار كليدها را به تو داده يا به اين است كه دست دراز كرده و آن را برداشته‌اى ؟ پس ترديد نداشته باش كه آن را نعمتى از سوى خزانه‌دار مىدانى ، زيرا زحمت دراز كردن دست به طرف گنج براى گرفتن مال نزديك است و تنها تمام كار در اين است كه كليدها را خزانه‌دار تحويل تو داده است . همچنين هر گاه قدرت آفريده شود و ارادهء قطعى مسلّط شود و انگيزه‌ها تحريك شود و موانع براى تو بر طرف گردد تا آنجا كه همهء موانع را بر طرف سازد و انگيزه‌ها را در اختيارت قرار دهد در اين صورت عمل بر تو آسان مىشود و تحريك انگيزه‌ها و بر طرف كردن موانع و فراهم ساختن وسايل تمام از خداى متعال است و هيچكدام از تو نيست ؛ بنابراين از عجايب است كه به خودت عجب كنى و به كسى كه همه چيز از اوست عجب نكنى و در اين كه لطف و كرامت كرده و تو را بر بندگان فاسق خود برگزيده است عجب نكنى ، زيرا خداوند انگيزه‌هاى فساد را بر فاسقان مسلّط و از تو دور ساخته است و همنشينان بد و آنها كه به بدى فرامىخوانند بر آنها مسلّط و از تو دور كرده است و وسايل شهوت و لذّت را در اختيار آنها گذاشته و از تو بر كنار داشته است ؛ انگيزه‌هاى كار خير را از آنان دور ساخته ولى تو را بر آن مسلّط ساخته تا انجام خير براى تو ميّسر شود و انجام كار شرّ بر آنها آسان . خداوند تمام اين كارها را بدون اين كه قبلا تو زمينه‌اى فراهم كرده باشى و يا گناهى از فاسق گنهكار سر زده باشد نسبت به تو انجام داده بلكه تو را برگزيد و به لطف خويش مقدّم داشت و گنهكار را به عدل خود دور ساخت و دچار شقاوت كرد . پس عجب كردنت به خود چقدر شگفت‌آور است . بنابراين قدرت خود را متوجّه شىء مورد قدرت نمىسازى جز با انگيزه‌اى كه خدا بر تو مسلّط ساخته و نمىتوانى با آن مخالفت كنى و اگر كارى انجام مىدهى گويى خدا تو را به آن كار ناگزير ساخته است پس شكر و منّت از اوست نه از تو . به زودى در كتاب توحيد و توكّل در شرح پياپى بودن علّتها و معلولها مطلبى خواهد آمد كه با آن روشن مىشود كه جز خدا فاعلى و به غير او خالقى