الفيض الكاشاني

291

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كجا نشأت گرفته است . پس اگر براى خداست آن را انجام بده و با اين حال از ريايى كه بر تو پوشيده مانده و مانند حركت مورچه است بپرهيز و از آن بترس كه آيا عبادتت مقبول مىافتد يا نه ، چون بيم دارى كه در آن اخلاص داشته‌اى يا نه ؛ و از آن بپرهيز كه خاطرهء اعتماد به ستايش مردم تجديد شود پس از آن عبادت را با اخلاص شروع كرده‌اى ، چرا كه اين حالت بسيار پيش مىآيد . هرگاه ستايش مردم به قلبت خطور كرد بينديش كه خدا از تو آگاه است و بر تو خشم مىگيرد و به ياد بياور از گفتار سه نفرى كه با ايّوب مناظره كردند ، آنگاه كه گفتند : اى ايّوب آيا نمىدانى كه بنده حالت آشكار خود را كه نفس خويش را با آن مىفريبد ضايع مىسازد و بر اساس باطنش پاداش داده مىشود ؟ و يكى از آنان گفت : خدايا به تو پناه مىبريم كه مردم ببينند من از تو مىترسم در حالى كه تو بر من خشمگين باشى . از جمله دعاهاى امام سجاد ( ع ) است : « خدايا به تو پناه مىبرم كه آشكار من در ديدگان مردم خوب و در باطن در برابرت زشت باشم و بر رياكارى در برابر مردم مواظبت كنم و آنچه تو از حال من اطلاع دادى به هدر دهم ، بهترين كارم را به مردم بنمايانم و بدترين كارهايم را به درگاه تو بياورم و با حسنات خود به مردم تقرب جويم و يا گناهانم از آنها به سويت بگريزم و خشم تو شامل من شود و غضب تو بر من لازم گردد ؛ اى پروردگار جهانيان مرا از اين كارها در پناه خود بگير » ؛ يكى از سه نفر به ايوب گفت : اى ايّوب آيا نمىدانى كسانى كه سعى در حفظ ظاهر داشتند و باطنهاى خود را در هنگام حاجت خواستن از خداوند رحمان ضايع كردند . با رد شدن آن حوائج از سوى خدا چهره‌هايشان سياه مىشود ؟ اين بود بخشى از آفتهاى ريا ، و بر بنده لازم است كه مواظب دل خود باشد تا از آفات ريا آگاه شود . در حديث است كه « ريا هفتاد در دارد » « 129 » و دانستيد كه بعضى از انواع ريا دشوارتر از بعضى

--> ( 129 ) عراقى گويد : مصنف كتاب ، حديث در اينجا چنين نقل كرده و گويى بر او يا ناقل حديث كلمه « الريا » ( ى ) تصحيف شده و اصل آن « ربا » با ( ب ) است و رسم چنان است كه « ربا » را با « واو » يعنى « ربوا » مىنويسند . اين حديث را ابن ماجه از حديث ابو هريره به لفظ الرّبا سبعون حوبا أيسرها ان ينكح الرجل امه » روايت كرده است كه و در سندهاى حديث ابو معشر موجود است كه نام او نجيح است و شخصى مورد اختلاف است ، همچنين حديث را ابن ماجه از حديث ابن مسعود از پيامبر ( ص ) روايت كرده كه فرمود : « الريا ثلاثة و سبعون بابا » و سندهاى حديث صحيح است . ابن ماجه هر دو حديث را در ابواب تجارات چنين نقل كرده و بزار حديث ابن مسعود را به لفظ « الريا بضع و سبعون بابا و اشترك مثل ذلك » و گاه به اين جملهء اضافى استدلال مىشود كه « ريا » با ( ى ) است چون مقارن با شرك آمده است ، و خدا به حقيقت داناتر است . استدلال مىشود كه « ريا » با ( ى ) است چون مقارن با شرك آمده است ، و خدا به حقيقت داناتر است .