الفيض الكاشاني

290

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

نگويند : بىهوشى او دوام ندارد و مانند برق جهنده‌اى است . پس به ناله ادامه مىدهد تا دوام حالت بىهوشى خود را نشان دهد و همچنين گاه پس از ضعف به هوش مىآيد ولى ضعف او زود بر طرف مىشود و بىتابى مىكند تا نگويند : بىهوشى او ساختگى است و اگر واقعى مىبود ضعف او ادامه مىيافت . پس به اظهار ضعف و ناله خود ادامه مىدهد و در راه رفتن به ديگرى تكيه مىدهد و وانمود مىكند كه نمىتواند روى پا بايستد و از اين سو به آن سو منحرف مىشود و آهسته گام برمىدارد تا بنماياند كه نمىتواند تند راه برود . تمام اين حالات مكر شيطان و تحريكات نفس است . بنابراين هر گاه چنين امورى به دلش خطور كرد درمانش اين است كه به ياد بياورد اگر مردم از نفاق باطن او آگاه شوند بر او خشمگين مىشوند و چون خدا از باطن او آگاه است بر او بيشتر خشم خواهد گرفت ؛ چنان كه از ذوالنّون روايت شده كه برخاست و ناله كرد . پس پيرى به همراه او برخاست و ( ناليد ) . ذوالنّون اثر تظاهر را در عمل او ديد و به او گفت : اى پيرمرد ياد بياور از كسى كه هنگام برخاستن تو را مىبيند . پس پير نشست . تمام اين اعمال كار منافقان است . در حديث آمده است : « از خشوع نشأت گرفته از نفاق به خدا پناه ببريد » « 128 » ؛ و خشوع نشأت گرفته از نفاق آن است كه اعضاى بدن خاشع باشند در حالى كه دل خاشع نيست . از همين موارد ياد شده است استغفار كردن و پناه بردن به خدا از عذاب و خشم او ، چرا كه اين عمل گاه به خاطر بيم و به ياد آوردن گناه و پشيمانى از آن و گاه به منظور رياكارى است . بنابراين امور ياد شده خطورهايى است كه به دل وارد مىشود و همه مخالف هم و در رديف و نزديك به هم هستند ، و به سبب نزديك بودنشان شبيه به هم مىباشند . بنابراين در تمام خاطرات مواظب قلبت باش و ببين چه خطورى است و از

--> ( 128 ) عراقى مىگويد : اين حديث در الشعب ، از حديث ابو بكر روايت كرده است و در سند حديث حارث بن عبيد ايادى وجود دارد كه احمد و ابن معين او را ضعيف دانسته‌اند .