الفيض الكاشاني
276
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مىگويم : چون خلافت در نزد ما ( اماميّه ) از طرف خداوند تصريح شده و مخصوص امام معصوم و پاك از پليديهاست ، و آلودگيهاى نفس است كه از آن ريا منبعث مىشود ، و پس از امام معصوم كسى مدّعى خلافت نمىشود ، مگر مشركى كه با شرك خود تمام كارهاى نيكش را باطل مىكند ، در اين صورت ما نيازى نداريم كه در خلافت از نظر راه يافتن ريا به آن بحث كنيم . از اين رو سخن را قطع مىكنيم . غزالى در اين جا گفتار و كردارى از اساتيدش نقل كرده است . غزالى گويد : قضاوت اگر چه پستتر از خلافت و حكومت است ، ولى به همان معناست ، زيرا هر كس ولايتى بر مردم دارد امير است و حكمش نفوذ دارد و امير بودن طبعا محبوب است و ثواب قضاوت در صورت پيروى كردن قاضى از حق ، بسيار است و كيفر آن نيز با انحراف از حقّ سخت است . پيامبر ( ص ) فرمود : « قاضيان سه گروهند يك گروه در بهشت و دو گروه در دوزخند . » « 118 » پيامبر ( ص ) فرمود : « هر كس قضاوت كند بدون كارد ذبح شده است . » « 119 » بنابراين حكم قضاوت حكم امارت است و شايسته است افراد ضعيف ( از نظر دينى ) و هر كسى كه دنيا و لذّتهاى آن در نظرش ارجى دارد آن را ترك كند و لازم است نيرومندان ( در دين ) كه راه خدا از نكوهش هيچ نكوهشگرى باك ندارند عهدهدار آن شوند ، و هرگاه شاهان ستمكار باشند و قاضى جز با اظهار خلاف و ناديده گرفتن بعضى از حقوق به خاطر آنها و وابستگانشان نتواند قضاوت كند چون مىداند اگر به حق و بر ضرر آنها
--> ( 118 ) اين حديث را ابو داود از حديث ابن بريده ، در ( سنن ) ، ج 2 ، ص 268 ، روايت كرده و گفته است حديث ابن بريده درستترين است « القضاة ثلثه » و ابن ماجه نيز به شمارهء 2315 ، روايت كرده است . ( 119 ) اين حديث را ابن ماجه در ( سنن ) ، به شماره 2308 ، روايت كرده و در آن از حديث ابو هريره « من جعل قاضيا بين الناس فقد ذبح به غير سكيّن » آمده است ، و ابو داود در ( سنن ) ؛ ج 2 ، ص 268 ، روايت كرده است .