الفيض الكاشاني
254
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
شيطان استوار شده و همچنان حالت كراهت و بيزارى را حفظ مىكنند و سرگرم تكذيب و مبارزهء با شيطان نمىشوند . 4 - شخص بداند كه شيطان آنگاه كه عوامل ريا به جريان افتد به او حسد خواهد ورزيد و مصمم شود كه هرگاه شيطان او را وسوسه كند بر اخلاص و توجهش به خدا بيفزايد و صدقه و عبادت خود را پنهان دارد . چنين كسى شيطان را به خشم آورده و او را ريشه كن مىسازد و موجب نااميدى او مىشود تا آنجا كه برنمىگردد . از فضيل بن غزوان روايت شده كه به او گفتند : فلانى بدى تو را گفت : جواب داد : به خدا كسى را كه به او اين دستور را داده است به خشم خواهم آورد ، سؤال شد : چه كسى به او دستور داده است ؟ گفت : شيطان . آنگاه گفت : خدايا او را بيامرز ، معناى به خشم آوردن شيطان اين است كه در اين مورد از خدا اطاعت مىكنم و هرگاه شيطان بداند كه بندهاى چنين مىكند از بيم آن كه مبادا بر حسنات خود بيفزايد از او دست مىكشد . ابراهيم تيمى گويد : شيطان انسان را به گناهى فرا مىخواند و اطاعتش نمىكند و كار خيرى انجام مىدهد و هرگاه او را چنين ديد او را رها مىسازد . و نيز گفته است : هرگاه شيطان تو را مردّد بيند در تو طمع مىكند و هرگاه تو را مداوم بر كار خير ببيند غمگين مىشود و به خشم مىآيد . حارث محاسبى « 100 » براى چهار مورد ياد شده مثالى بسيار خوب زده و گفته است : حكايت آنان حكايت چهار نفر است كه قصد كردهاند به مجلس علم و حديث بروند تا از آن بهرهاى ببرند و هدايت شوند ، شخص گمراه و بدعتگزارى بر آنان حسد ببرد و بترسد كه آنان با حق آشنا شوند . پس جلو يكى از آنها را بگيرد و مانعش شود و او را به مجلس گمراهى دعوت كند و او امتناع ورزد و چون شيطان از امتناع او آگاه شود او را سرگرم مبادله كند تا بر گمراهى بماند در حالى كه شخص طالب خير مىپندارد
--> ( 100 ) منظور ابو عبد الله الحارث بن اسد محاسب صاحب كتاب الرعاية لحقوق الله است ، اين كتاب در ليدن چاپ شده است و اين مطلب در ص 109 ، آن كتاب است ، رجوع كنيد .