الفيض الكاشاني

255

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كه جدال با راهزن به مصلحت اوست ، امّا هدف گمراه و راهزن اين است كه به اندازه تأخيرش از مجلس علم و حديث عقب بماند ، و چون دوّمين شخص بر او بگذرد او را از رفتن به مجلس علم و حديث نهى كند و متوقّفش سازد . پس بايستد و با او مقابله كند و با او به نزاع نپردازد و هر چه زودتر برود و شخص گمراه به مقدار توقفش براى دور ساختن او از مجلس علم شاد شود و شخص سوّم بر او بگذرد امّا به او توجّه نكرده و سرگرم جدال و دفع او نشود بلكه به راه خود ادامه دهد ، و شخص گمراه به كلى از او مأيوس شود ، و شخص چهارمى بر او بگذرد و براى شخص گمراه نايستد و به قصد خشمگين ساختن او بر شتاب خويش در رفتن بيفزايد ، و شخص گمراه احتمال مىدهد كه اگر برگردند و بار ديگر بر او بگذرند همه را منصرف سازد جز نفر چهارمى زيرا از بيم آن كه بر اثر شتاب به مجلس علم و حديث فايدهء بيشترى ببرد ، نزد او برنمىگردد . اگر كسى بگويد : در صورتى كه ما از ( تأثير ) وسوسه‌هاى شيطان در امان نيستيم آيا لازم است پيش از حضور شيطان در صدد پرهيز از او برآييم و منتظر ورودش باشيم ، يا لازم است بر خدا توكل كنيم تا خدا او را دور سازد يا لازم است سرگرم عبادت شده از او غافل باشيم : مىگوييم : مردم در اين مورد سه نظريّهء مختلف ابراز كرده‌اند : 1 - گروهى از اهل بصره بر اين باورند كه بندگان نيرومند خدا بىنياز از آن هستند كه از شيطان بپرهيزند ، چرا كه آنها به خدا پيوسته و سرگرم دوستى او هستند و شيطان از آنها كناره‌گيرى كرده و از آنان نااميد شده است ؛ چنان كه از دعوت كردن بندگان ضعيف به شراب و زنا نااميد نيست ؛ و لذّتهاى دنيا اگر چه مباح باشد در نزد بندگان قوى مانند شراب و گوشت خوك است ، و چون به كلى به آن تمايل ندارند شيطان در آنها نفوذى ندارد و احتياج ندارند كه از شيطان بپرهيزند . 2 - گروهى از اهل شام معتقدند كسى در پرهيز از شيطان محتاج در كمين بودن