الفيض الكاشاني
240
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
حمل مىشود كه قصد ريا با قصد ثواب برابر باشد يا بيشتر از آن باشد . امّا هرگاه نسبت به ثواب ضعيف باشد ثواب زكات و ديگر اعمال بكلّى از بين نمىرود و سزاوار نيست كه نماز باطل شود و نيز بعيد نيست كه گفته شود : چيزى كه بر بنده واجب شده نمازى است كه خالص براى خدا باشد و خالص آن است كه به هيچ چيز آلوده نشود . بنابراين با آلودگى ريا موجب اداى واجب نمىشود و در اين مورد خدا داناست و ما در كتاب اخلاص سخنى كاملتر از آنچه در اينجا نقل كرديم آورديم . به آنجا رجوع كنيد . اين بود ريايى كه پس از ورود به عبادت عارض مىشود خواه پيش از فراغت باشد يا پس از آن . قسم سوّم ريايى است كه با نيّت عبادت مقارن است ، يعنى نماز را با قصد ريا شروع كند . پس اگر به همان حال نماز را تمام كند تا سلام دهد در اين كه معصيتكار است و به نمازش اعتنايى نمىشود اختلافى نيست ، و اگر در بين نماز پشيمان شود و استغفار كند و قبل از تمام كردن نماز از آن قصد برگردد در آنچه بر او لازم آيد سه قول است : گروهى گفتهاند : با قصد ريا نمازش باطل است و بايد اعاده كند و گروهى گفتهاند : اعادهء افعال مانند ركوع و سجود لازم است ولى اعاده تكبيرة الاحرام لازم نيست زيرا ريا خطور قلبى است و به تكبيرة الاحرام صدمهاى نمىزند و گروهى گفتهاند : اعاده بر او لازم نيست بلكه در دل طلب آمرزش كند و عبادت را با اخلاص به پايان ببرد و توجّه به پايان عمل است چنان كه اگر با اخلاص شروع مىكرد و با ريا به پايان مىبرد عملش باطل مىشد . عمل ياد شده را به جامهاى سفيد تشبيه كردهاند كه به نجاست عارضى آلوده شود و هرگاه نجاست بر طرف شود به حال اوّل برمىگردد . از اين رو گفتهاند : نماز و ركوع و سجود بايد فقط براى خدا باشد و اگر كسى براى غير خدا سجده كند كافر است ، ولى عارضهء ريا به آن نزديك شده است پس اگر با توبه و پشيمانى بر طرف شد و به حالتى در آمد كه به ستايش و نكوهش مردم اهميّت نداد نمازش صحيح است ، و اعتقاد دو گروه