الفيض الكاشاني
241
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
ديگر براستى بيرون از قاعدهء فقه است ، بويژه كسى كه به اعادهء ركوع و سجود قائل شده امّا به اعاده تكبيرة الاحرام قائل نشده است ، زيرا اگر ركوع و سجود درست نباشد افعالى زايد در نماز است و نماز را باطل مىكند . همچنين گفتار كسى كه مىگويد اگر نماز را با اخلاص تمام كند با توجّه به آخر عمل كه اخلاص دارد صحيح است اين قول نيز ضعيف است ، زيرا ريا به نيّت خلل وارد مىآورد و سزاوارترين زمانى كه رعايت احكام نيّت لازم است حال شروع به نماز است . بنابراين حكمى كه با قاعدهء فقهى راست مىآيد اين است كه گفته شود : اگر محرّك شخص بر عمل تنها ريا در آغاز عبادت باشد نه طلب ثواب و اطاعت امر ، نمازش منعقد نمىشود و اعمال بعد از تكبير افتتاحيّه نيز نادرست است . و آن دربارهء كسى است كه هرگاه تنها باشد نماز نمىخواند و چون مردم او را ببينند احرام نماز مىبندد و به گونهاى است كه اگر لباسش نيز نجس باشد به خاطر مردم نماز مىخواند و اين نمازى است كه نيّت ندارد ، زيرا نيّت عبادت از اجابت انگيزهء دين است و اينجا نه انگيزهاى است و نه اجابتى . امّا اگر بگونهاى است كه اگر مردم هم نباشند نماز مىخواند ، جز اين ميل به ستايش نيز در او ظاهر مىشود و دو انگيزهء جمع شده است . اين حالت يا در زكات است يا قرائت ( قرآن ) و اعمالى كه در آن حلال و حرامى نيست يا در نماز و حج است . اگر در زكات باشد نسبت به اجابت انگيزهء ريا گنهكار و نسبت به اجابت انگيزهء ثواب مطيع است ، فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ . پس به مقدار نيّت درستش ثواب دارد و به مقدار قصد فاسدش گنهكار است ، و هيچ كدام موجب نابودى ديگرى نمىشود ، و اگر در نمازى باشد كه با راه رفتن خللى به نيّت فساد پذير است دو صورت دارد يا نماز واجب است يا مستحبّ . اگر مستحبّ است حكمش حكم زكات است ، يعنى از جهتى گنهكار و از جهتى مطيع است در صورتى كه هر دو انگيزهء در دلش جمع شود . امّا اگر در نماز واجب باشد و هر دو انگيزه جمع شود و هر يك بتنهايى در تحريك بر عمل مستقل نيست ، و تحريك بر