الفيض الكاشاني
236
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
سود ، لذّتبخش و ناگزير موجب شادمانى است . 4 - اين است كه مطّلعان بر عبادت عابد ، او را بستايند و از اين كه در ستايش خود بندگى خدا كرده و مطيع خدا را دوست داشتهاند و دلهايشان به بندگى مايل شده شاد مىشود ، زيرا بعضى از مؤمنان وقتى كه خدا پرستان را مىبينند دشمن آنها شده به آنها حسد مىورزند يا آنها را نكوهش يا ريشخند مىكنند و به رياكارى نسبت مىدهند و آنها را در مقابل عبادتشان نمىستايند . پس اين شادمانى ، شادمانى از ايمان نيكوى بندگان خداست و نشان اخلاص در اين نوع چهارم اين است كه شادمانىاش به ستايش آنها از ديگران همانند شادمانىاش به ستايش آنان از خودش باشد . امّا شادمانى نكوهيده كه پنجمين نوع شادمانى است آن است كه شادمانى عابد براى منزلت يافتن در دلهاى مردم باشد تا او را بستايند و بزرگ دارند و حوائجش را برآورند و در ورود و خروجش در مجالس احترام كنند . اين نوع شادمانى ( به عبادت ) مكروه است . عملى كه با رياى خفى و جلى از بين مىرود و عملى كه از بين نمىرود ( 1 ) مىگوييم : هر گاه بنده عبادت را بر مبناى اخلاص قرار دهد ، آنگاه داخل ريا شود يا پس از فراغت از عمل داخل در ريا مىشود يا قبل از فراغت ؛ اگر پس از فراغت از عبادت فقط شادمان شود از آن نظر كه عبادتش آشكار شده بى آن كه خود اظهار كرده باشد موجب از بين رفتن عمل نمىشود ، زيرا عبادت با صفت اخلاص و بدور از ريا پايان يافته است و آنچه پس از عبادت عارض شده اميدواريم كه در عبادت اثرى نكند ، بويژه كه خود آن را اظهار نكرده و از آن سخن نگفته است و آرزوى ذكر و اظهار آن را نداشته ، بلكه خدا آن را آشكار ساخته است و او تنها از آشكار شدن عمل شادمان شده و قلبش آرام يافته است .