الفيض الكاشاني
22
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
بگذار ، زيرا يقين دارى از آن جدا مىشوى و از هر چه در دنيا شاد مىشوى از آن بيشتر بپرهيز ، « 17 » زيرا دنيادار هر چه به دنيا اعتماد كند و به آن خوشحال باشد از آن ناگوارى دريافت مىدارد و السلام . » « 18 » مثال ديگرى براى دنيا و دشوارى رها شدن از پيامدهايش پس از فرو رفتن در آن : پيامبر ( ص ) فرمود : « همانا حكايت دنيادار حكايت روندهء بر روى آب است آيا مىتواند در آب راه برود كه گامهايش تر نشود » ؛ و اين مثال ، نادانى گروهى را نشان مىدهد كه مىپندارند بدنهايشان در دنيا فرو مىرود و دلهايشان از آن پاك مىماند ، و علاقه دنيا از دلهايشان قطع مىشود ، و اين مكر شيطان است ؛ حتى اگر از رفاهى كه در دنيا دارند محروم شوند از فراق آن سخت ناراحت مىشوند پس همانطور كه راه رفتن در آب ناگزير موجب تر شدن پاهاست همنشينى با دنيا نيز موجب دلبستگى و تاريكى دل مىشود و علاقه قلبى به آن مانع از چشيدن شيرينى عبادت است . عيسى ( ع ) فرمود : « برايتان به حق مىگويم : همانطور كه بيمار بر اثر شدّت بيمارى به غذا نگاه مىكند و از آن لذّت نمىبرد ، دنيادار نيز از عبادت لذّت نمىبرد و شيرينى آن را با وجود محبّت دنيا در نمىيابد ، برايتان به حق مىگويم : هرگاه كسى بر چهار پا سوار نشود و او را حقير نسازد سركش و بدخو مىشود . دلها نيز چنين است . هرگاه با ياد مرگ و انجام عبادات نرم نشود دچار قساوت و خشونت مىشوند ، برايتان به حق مىگويم : براستى چسبندهترين چيزى كه كنده نمىشود و خشك مىشود احتمالا ظرف عسل است . همچنين است دلها تا شهوتها آنها را محكم نكرده و طمع آنها را آلوده نساخته يا نعمتها آنها را دچار قساوت نكردهاند ظروف حكمتند . پيامبرمان ( ص ) فرمود : « بلا و فتنهاى از دنيا مانده است و همانا
--> ( 17 ) در نهج البلاغه چنين آمده است : كلما اطمان فيها الى سرور اشخصته عنه الى محذور . ( 18 ) اين حديث را ابن ابو الدنيا در الزهد و بيهقى در الشعب از روايت حسن نقل كرده است ( المغنى ) .