الفيض الكاشاني
173
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
طبيعت خود كمال كه نشأت گرفتهء از علم و قدرت است محبوب دل است ، و مال و مقام از عوامل قدرت است و نه معلومات پايانى دارد و نه آنچه تحت قدرت درمىآيد ؛ و تا معلوم و مقدورى وجود دارد شوق آدمى آرام نمىشود و نقصان بر طرف نمىگردد . از اين رو پيامبر ( ص ) فرموده : « دو گرسنهاند كه سير نمىشوند » در اين صورت قلب طالب كمال است و كمال هم به علم و قدرت است و تفاوت درجات در آن بىشمار است . لذا شادمانى و لذّت هر انسانى به مقدار كمالى است كه درمىيابد و علّت محبوب بودن علم و مال و مقام همين است ، و اين غير از محبوبيّت علم براى رسيدن به تمايلات است ، چرا كه اين علّت گاه با از بين رفتن تمايلات باقى مىماند بلكه انسان دانشهايى را دوست دارد كه با آن نمىتواند به اهدافش برسد ، حتّى موجب از دست دادن بخشى از اهداف و تمايلاتش مىشود . امّا طبيعت آدمى تقاضاى دانش طلبى در تمام شگفتيها و مشكلات را دارد ، چرا كه در علم تسلّط بر معلوم است و آن نوعى كمال است كه از صفات ربوبى مىباشد و بر حسب طبيعت ( آدمى ) محبوب است ، جز اين كه در دوست داشتن كمال ناشى از علم و قدرت اشتباهاتى وجود دارد كه توضيح آن لازم است . كمال حقيقى و كمال خيالى ( 1 ) پيش از اين دانستيد كه اگر كمال يگانه بودن در وجود از دست برود ، پس از آن كمالى جز در علم و قدرت وجود ندارد ؛ ليكن كمال حقيقى با كمال خيالى مشتبه مىشود توضيح آن اين است كه كمال علم از آن خداى متعال است به سه دليل : 1 - معلومات در جهان هستى بسيار و گسترده است ، و فقط علم خداوند است كه به تمام اين معلومات احاطه دارد از اين رو هر چه علوم بندگان بيشتر باشد به خداى متعال نزديكترند . 2 - از آن جا كه علم خدا به معلوم همانطور كه هست تعلّق مىگيرد و معلوم به