الفيض الكاشاني
172
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
امّا قسم دوّم كه مربوط به زمين و محتويات آن است و بشر مىتواند در آن دگرگونيهايى ايجاد كند ، آدمى بر حسب طبيعت دوست دارد كه با قدرت تصرف در آن به دلخواه خود بر آن سلطه يابد و زمين و محتوياتش دو بخش است : مادّى و غير مادّى . مادّى همان طلا و نقره و كالاهاست و آدمى دوست دارد كه بر آنها مسلّط باشد و هرطور كه مىخواهد در آن تصرّف كند ، بردارد ، بگذارد - بدهد ، ندهد ، چرا كه اين تصرّفات قدرت است و قدرت ، كمال است و كمال از صفات ربوبى است و ربوبيّت بر حسب طبيعت محبوب است . از اين رو است كه ( آدمى ) مال را دوست دارد اگر چه در پوشاك و خوراك و تمايلات نفسانىاش به آن محتاج نباشد ؛ بدان جهت است كه مىخواهد بردگان را مالك شود و آزادگان را بندهء خود سازد اگر چه با زور و چيرگى باشد تا با مسخّر ساختن آنها در كالبد و اشخاص آنها تصرّف كند اگر چه بر دلهايشان تسلّط نيابد ، چرا كه گاهى تا محبوب دلها نشود و با سلطهء اجبارى موقعيّت او در دلها تثبيت نشود خود را كامل نمىداند . شكوه اجبارى نيز لذّت بخش است ، چون در آن قدرت هست . قسم سوّم دل و جان انسانهاست كه ارزشمندترين اشياى روى زمين هستند . انسان دوست دارد كه بر جان و دل آنها تسلّط يابد و مسخّرش باشند و به خواست و فرمانش در آنها تصرّف كند ، چرا كه در آن كمال سلطه جويى و شباهت به صفات ربوبى وجود دارد ، و دلها با محبّت تسخير مىشوند و چيزى محبوب آدمى نيست ، مگر معتقد به كمال آن باشد ؛ زيرا هر كمالى محبوب است از آن نظر كه كمال از صفات الهى است و به خاطر همان ربوبيّتى كه در صفات خداوند است تمامش فطرتا محبوب انسان است و جنبهء معنوى دارد و با مرگ از بين نمىرود و خاك آن را نابود نمىسازد . قلب جايگاه ايمان و معرفت است ، و همان دل است كه به ديدار خدا مىرسد و به درگاه او مىشتابد ؛ در اين صورت معناى جاه و مقام مسخّر ساختن دلهاست و دلها براى هر كس مسخّر شود بر آن مسلّط مىشود و تسلّط و قدرت كمال و از صفات ربوبى است ؛ بنابراين بر حسب