الفيض الكاشاني

166

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مقام بر مال موجب مىشود كه مقام محبوبتر از مال باشد . مالكيّت بر دلها بر مالكيت اموال از سه نظر برترى دارد : 1 - از طريق جاه به مال رسيدن آسانتر از رسيدن به جاه از طريق مال است . بنابراين ، عالم يا زاهدى كه برايش موقعيّتى در دلها مقرّر شده اگر قصد به دست آوردن مال كند برايش آسان است ، زيرا اموال صاحبان دلها مسخّر دلهاست و به كسى بخشيده مىشود كه به كمال او معتقد است ؛ اما مرد پستى كه هيچ صفت كمالى ندارد هرگاه گنجى بيابد و جاه و موقعيّتى نداشته باشد ، مال خود را نمىبخشد و مىخواهد با مال به موقعيّت برسد ولى برايش ممكن نمىشود . در اين صورت جاه و موقعيت وسيله‌اى است براى دستيابى به مال و هر كس صاحب مقام و موقعيت شود صاحب مال نيز مىشود ، و هر كس صاحب مال باشد به هر حال صاحب مقام نمىشود ؛ از اين رو جاه و موقعيّت محبوبتر از مال است . 2 - مال در معرض فنا و نابودى است ، چون به سرقت مىرود و غصب مىشود و شاهان و ظالمان در آن طمع مىكنند و نياز به نگهدارى و پاسدارى دارد و خطرهاى بسيارى بر آن وارد مىشود . اما هرگاه دلها تصرّف شود در معرض اين آفتها نيست و به يقين دلها گنجينه‌هاى اعتقاد است كه دزدان توان دزديدن آن را ندارند و دست غاصبان به آن نمىرسد . با دوام‌ترين مالها زمين و املاك كشاورزى است و انسان در آن از غصب و ظلم در امان نيست و از نگهدارى و مراقبت نيز بىنياز نمىباشد ، اما گنجينه‌هاى دلها خود محفوظند و صاحب مقام از غصب و دزدى آنها در امان است . آرى دلها با دگرگون شدن و بد حالى و تغيير يافتن اعتقاد به صفات كمالى كه آن را تصديق كرده غصب مىشود و آن از امورى است كه دفعش آسان است و براى كسى كه اقدام به انجام آن كند به آسانى فراهم نمىشود . 3 - حكومت بر دلها گسترش و توسعه مىيابد و نياز به رنج و زحمت ندارد ، زيرا