الفيض الكاشاني

163

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

خدا تو را فقير سازد و دربارهء ما آنچه ما دربارهء خودمان نمىگوييم مگو ؛ چرا كه ناگزير ( در قيامت ) متوقّف شده و مورد سؤال قرار مىگيرى . پس اگر راستگو بودى تو را تصديق و اگر دروغگو باشى تو را تكذيب مىكنيم » . « 19 » از محمّد بن مسلم روايت است كه گفت : شنيدم امام صادق ( ع ) مىفرمود : « آيا معتقدى كه خوبان شما را از بدانتان باز نمىشناسم ؟ آرى به خدا بدهاى شما كسى است كه دوست بدارد كه پشت سر او راه بروند چرا كه ناگزير چنين شخصى دروغگو يا در رأى دادن عاجز است » . « 20 » در حديث صحيح از معمّر بن خلاء از امام هشتم ( ع ) روايت شده كه معمّر از مردى نام برد و به حضرت عرض كرد كه آن مرد رياست را دوست دارد . حضرت فرمود : « دو گرگ درنده در ميان گوسفندانى كه شبانهايشان متفرق شده‌اند زيانبارتر از رياست ، در دين مسلمان نيست . » « 21 » معناى جاه و حقيقت آن ( 1 ) بايد دانست كه جاه و مال دو ركن دنيايند و مال عبارت است از مالكيّت اعيانى كه از آن نفع عايد مىشود و معناى جاه مالكيّت بر دلهايى است كه تعظيم و بندگى آنها مطلوب است . همانطور كه ثروتمند كسى است كه مالك نقره و طلاست ، يعنى آنها را در اختيار دارد تا به وسيله آنها به اهداف خود و بر آوردن تمايلات و ديگر لذتهاى

--> ( 19 ) همان مأخذ ، ص 298 . ( 20 ) كافى ، ج 2 ، ص 299 ، مؤلف در وافى گويد : معناى حديث اين است كه هر كس دوست بدارد كه مردم پشت سر او راه بروند ناگزير است دروغگو يا ضعيف الرأى باشد چرا كه تمام سؤالاتى را كه از او مىشود نمىداند ، پس اگر تمام سؤالاتى را كه از او مىشود پاسخ دهد ناگزير است دروغ بگويد و اگر به آنچه نمىداند پاسخ ندهد در رأى دادن عاجز است ، يا معنايش اين است كه ناگزير در روى زمين دروغگويى هست كه رياست طلب است و شخص ناتوانى است كه از دروغگو پيروى كند . ( 21 ) اين حديث را كشّى روايت كرده است ، به رجال كشّى ، ص 313 ، رجوع كنيد .