الفيض الكاشاني
160
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
نزد تو آمدهام . پرسيد چه حاجتى است ؟ گفت : دعايى به من بياموز . گفت : سبحان الله تو با اين مقامى كه دارى از من درخواست دعا مىكنى ؟ سپس گفت : چه چيز تو را به مقامى كه من ديدم رسانده است ؟ گفت : خدا را در آنچه به من امر و نهى فرمود اطاعت كردم پس از خدا درخواست كردم خدا هم به من بخشيد . ابن مسعود گويد : سرچشمههاى دانش ، چراغهاى هدايت ، خانهنشين ، چراغهاى شب ، دل زنده ، و ژنده پوش باشيد ، تا در ميان اهل آسمان معروف و در ميان اهل زمين پنهان و ناشناخته شويد . ابو امامه گويد : پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « همانا در ميان دوستان من از همه بيشتر به بندهء مؤمنى رشك مىبرند كه گناهش كم است و از نماز بهرهمند است ؛ به بهترين صورت پروردگارش را مىپرستد و در نهان و آشكار او را اطاعت مىكند و در ميان مردم پنهان و گمنام است ؛ با انگشتان به او اشاره نمىشود و بر اين حالت صبر مىكند . راوى گفت : سپس رسول خدا ( ص ) دست بر هم زد و فرمود : مرگش زود مىرسد و ميراثش كم و گريه كنندگان اندكند . » « 10 » فضيل گويد : به من خبر رسيده كه خداى متعال در بعضى امور كه به آن بر بندهاش منّت نهاده مىفرمايد : آيا به تو نعمت ندادم ؟ آيا تو را پوشيده نداشتم ؟ آيا تو را گمنام قرار ندادم ؟ خليل بن احمد مىگفت : خدايا مرا در پيشگاه خودت از والاترين آفريدگانت و در نزد نفس خودم از پستترين مخلوقاتت ، و در نزد مردم از آفريدگان متوسّط خود قرار بده . بنابراين اخبار و آثار نقل شده نكوهش شهرت و برترى گمنامى را به شما
--> ( 10 ) اين حديث را ابن ماجه ، به شمارهء 4117 ، روايت كرده است . و كلينى در كافى ، ج 2 ، ص 141 ، به شمارهء 6 ، با اختلافى كه در آن هست ، روايت كرده است .