الفيض الكاشاني

102

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

نيم دينار به من داده بود همان شب صاحب قبر را در خواب ديد . صاحب قبر گفت : تمام آنچه گفتى شنيدم ، اما ما مردگان اجازهء جواب دادن نداريم ، ولى در منزلم حاضر شو و به اولادم بگو تا جاى آتش افروختن ( اجاق ) را بكنند و صندوقى را بيابند كه در آن پانصد دينار است و آن را به مرد فقير بده . شافعى گويد : چون فردا شد مرد محتسب به منزل شخص مرده آمد و براى خانواده‌اش آن داستان را نقل كرد . آنها به او گفتند : داخل شو ، و آن محل را كندند و دينارها را بيرون آوردند و در برابرش نهادند . محتسب گفت : اين مال شماست و خواب من در مورد آن حكمى را ثابت نمىكند . آنها گفتند : شخص مرده مىبخشد و ما كه زنده‌ايم نبخشيم و چون خاندان مرده بر بردن دينارها اصرار ورزيدند محتسب آنها را برداشت و نزد مرد فقير صاحب نوزاد آمد و داستان را برايش تعريف كرد . محتسب گويد : مرد فقير يك دينار از پانصد دينار برداشت و دو نيم كرد و نيمى كه از من قرض كرده بود به من داد و نيم ديگر را برداشت ، و گفت : همين نيم دينار مرا بس است . اين دينارها را بر فقرا صدقه كن . ابو سعد گفت : نمىدانم كدامين نفر از اشخاص ياد شده بخشنده‌تر بوده‌اند . مردى نزد دوستى آمد و در خانه‌اش را كوبيد . دوست گفت : براى چه كارى نزد من آمدى ؟ گفت : چهارصد دينار قرض دارم ، پس آن دوست چهارصد دينار را وزن كرد و براى او جدا كرد و به او داد و گريان برگشت . زنش به او گفت : در صورتى كه پرداخت اين مبلغ بر تو دشوار بود ، چرا به او دادى [ كه گريه كنى ] ؟ او گفت : مىگريم براى اين كه جوياى حال او نشدم تا او آنقدر محتاج شد كه از من درخواست كند . شرح نكوهش بخل ( 1 ) قال اللّه تعالى : وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * « 94 » و قال تعالى :

--> ( 94 ) حشر / 10 : كسانى كه خداوند آنها را از بخل و حرص نفس خويش بازداشته رستگارند .