الفيض الكاشاني
94
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
كار شادمان است و به آنچه در انديشهاش خطور كرده مىبالد و گمان مىكند كه شناخت و بينش همين است و اين مطالب از تيز هوشى و فزونى عقل بر او كشف شده است ، در حالى كه نادانترين مردم كسى است كه خود را عاقل مىداند ، و عاقلترين مردم كسى است كه به خودش خوش گمان نباشد و به پرسيدن از علما حريص باشد . روايت شده كه پيامبر ( ص ) فرمود : « شيطان نزد يكى از شما مىآيد و مىگويد : تو را كه آفريده است ؟ آن شخص مىگويد : خداى متعال . شيطان مىگويد : پس خداى متعال را كه آفريده است ؟ و هر گاه يكى از شما چنين انديشهاى در خود يافت بايد بگويد به خدا و رسولش ايمان دارم ، زيرا اين اقرار شك را از بين مىبرد » « 150 » بنابراين پيامبر ( ص ) براى چاره كردن اين وسوسه به بحث دستور نداده است ، زيرا اين وسوسه در مردم عوام به وجود مىآيد نه دانشمندان و بر عوام سزاوار است كه ايمان بياورند و به عبادتها و امور زندگىشان مشغول شوند و علم را به علما واگذارند . شخص عامى اگر زنا يا دزدى كند به از آن است كه راجع به علم سخن بگويد زيرا كسى كه بدون آگاهى و پختگى ، در علم مربوط به خدا و دين خدا سخن بگويد ندانسته كافر مىشود مانند كسى كه خود را به دريا بيفكند در حالى كه شناگر نيست . حيلههاى شيطان در مورد اعتقادات و مذهبها بىشمار است و هدفمان از آنچه ايراد كرديم فقط ذكر نمونهاى در اين باره بود . ديگر از راههاى مهّم ورود شيطان ( به دل ) بدگمانى به مسلمانهاست از اين رو خداى متعال فرموده است : اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ . « 151 » هر كس بر ديگرى از روى گمان به بدى حكم كند شيطان او را به غيبت وا مىدارد در نتيجه يا هلاك شود يا در اقدام به اداى حقوق او كوتاهى كند يا در احترامش سستى نمايد يا در او به نظر حقارت بنگرد و خود را از او بهتر بداند و
--> ( 150 ) اين حديث را ابن ابى الدنيا در مكائد الشيطان به سندى حسن روايت كرده چنان كه در الجامع الصغير آمده است . ( 151 ) حجرات / 12 : از بسيارى از گمانها بپرهيزيد چرا كه بعضى از گمانها گناه است .