الفيض الكاشاني

95

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

تمام اين امور هلاك كننده است . لذا دين از اين كه انسان خود را در معرض تهمت قرار دهد منع كرده است و پيامبر ( ص ) فرموده است : « از مواضع تهمت بپرهيزيد » « 152 » تا آنجا كه صفيّه يكى از همسران پيامبر گويد : « پيامبر خدا ( ص ) در مسجد معتكف بود پس نزد او آمدم ( صفيّه ) و با او سخن گفتم و چون شب شد برگشتم . پيامبر برخاست و همراهم آمد . پس دو مرد از انصار به پيامبر برخوردند و سلام كردند و گذشتند . پيامبر آنها را صدا زد و فرمود : اين زن صفيّه دخت حيّى است . عرض كردند اى رسول خدا آيا ما به تو جز خوبى گمان ديگرى مىبريم ؟ ! پيامبر ( ص ) فرمود : شيطان مانند خون در بدن آدمى جارى است و ترسيدم كه گمان بدى به دلتان راه يابد » « 153 » پس ببين چگونه پيامبر ( ص ) با مهربانى ، دينشان را حفظ كرد و چطور نسبت به امّتش مهربان است و راه پرهيز از تهمت را به آنان مىآموزد تا دانشمند پارسا كه به ديندارى مشهور است در حالات خود سهل انگار نباشد و از روى خود پسندى بگويد : به شخصى مانند من جز گمان خوب نمىرود زيرا تمام مردم به پارساترين و پرهيزكارترين و عالمترين افراد به يك چشم نمىنگرند ، بلكه به بعضى با ديدهء رضايت و به بعضى با ديدهء خشم و نارضايتى مىنگرند . و عين الرضا عن كل عيب كليلة * و لكن عين السخط تبدى المساويا « 154 » از اين‌رو پرهيز از بدى و دورى از تهمت زدن به اشرار لازم است زيرا اشرار به تمام مردم گمان بد مىبرند پس هرگاه انسانى را ديدى كه به مردم بد گمان

--> ( 152 ) اين حديث را مولى على قارى در الموضوعات الكبير ، ص 24 نقل كرده و گفته است : اين از نظر معنى مانند گفتهء عمر است « من سلك مسالك التهّم اتهّم ، هركه به راههاى تهمت برود متهّم شود » اين روايت را خرائطى در مكارم الاخلاق به صورت موقوف از عمر روايت كرده به اين لفظ « من اقام نفسه مقام التّهم فلا يلومنّ من اساء به الظنّ ، هر كس خود را در محل تهمت قرار دهد پس كسى را كه به او بد گمان شود نكوهش نكند » . ( 153 ) اين حديث را بخارى و مسلم روايت كرده‌اند ، ج 7 ، ص 8 و پيش از اين گذشت . ( 154 ) چشمى كه از روى رضايت مىنگرد از ديدن هر عيبى ناتوان است ، ولى ديده‌اى كه با نارضايتى و خشم مىنگرد بديهاى ( شخص مورد نظر ) را آشكار مىسازد .