الفيض الكاشاني

75

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كنيد » « 124 » و براى اين كه شهوتها دل را از همه سو در برگرفته خداى متعال از ابليس خبر مىدهد و مىفرمايد : لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ . ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ . « 125 » پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « براستى كه شيطان از راههايى در كمين انسان مىنشيند . ابتدا از راه اسلام در كمين او مىنشيند و مىگويد : آيا مسلمان مىشود و دين خود و پدرانت را رها مىكنى ؟ پس نافرمانى شيطان مىكند و مسلمان مىشود آنگاه از طريق هجرت در كمين او مىنشيند و مىگويد : آيا هجرت مىكنى و سرزمين و زنانت را رها مىسازى ؟ پس نافرمانىاش مىكند و هجرت مىكند ، سپس از طريق جهاد در كمين او مىنشيند و مىگويد : با آن كه در جهاد از دست دادن جان و مال هست جهاد مىكنى كه كشته شوى و زنانت شوهر كنند و ثروتت تقسيم شود ؟ پس نافرمانى شيطان كند و به جهاد بپردازد ، پيامبر ( ص ) فرمود : « كسى كه چنين كند و بميرد بر خداست كه او را به بهشت داخل كند » . « 126 » پيامبر ( ص ) معناى وسوسه را ذكر كرده و آن همين انديشه‌هاست كه به ذهن شخص مجاهد مىآيد كه كشته مىشود و زنانش شوهر مىكنند و ديگر امورى كه او را از جهاد باز مىدارد ، و اين انديشه‌ها معلوم است ، در اين صورت وسوسه با مشاهده معلوم است و هر انديشه‌اى علّتى دارد و به اسمى نياز دارد كه آن را معرّفى كند . بنابراين نام سبب وسوسه ، شيطان است ، و هيچ انسانى از آن جدا نيست و تنها در نافرمانى و پيروى كردن از آن با يكديگر اختلاف دارند . از اين رو پيامبر ( ص ) فرمود : « براى هر انسانى شيطانى است » « 127 » و با اين نوع

--> ( 124 ) اين حديث را دارمى در ج 2 ، ( سنن ، ) ، ص 320 و احمد در مسند ج 3 ، ص 156 و 285 و 309 روايت كرده‌اند و جمله « فضيّقوا مجاريه با الجوع » را ندارد . ( 125 ) اعراف / 16 - 17 : من بر سر راه مستقيم تو براى آنها كمين مىكنم . سپس از پيش‌رو و از پشت‌سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها ، به سراغ آنها مىروم . ( 126 ) اين حديث را نسايى در ج 6 ( سنن ) ، ص 22 ، و احمد و طبرانى و ابن حبان و بيهقى در الشعب از سبرة بن ابى فاكه روايت كرده‌اند چنان كه در الدّر المنثور ، ج 3 ، ص 73 آمده است . ( 127 ) لحظه‌اى پيش گذشت .