الفيض الكاشاني

60

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

همچنين توجّه اوليا به پاكسازى و صيقل دادن دل است تا نور حق كاملا بر دل بتابد همانند كار چينيها ( در مثال گذشته ) و توجّه علما و حكما به گرد آوردن نقش و صورت علوم در دل معطوف است همانند كارى كه روميان كردند . به هر حال دل مؤمن نمىميرد و علم او در هنگام مرگ از بين نمىرود و صفاى دل او به تيرگى مبدّل نمىشود ، و به اين مطلب اشاره داشته هر كس گفته است : خاك جايگاه ايمان ( دل مؤمن ) را از بين نمىبرد و ايمان وسيله‌اى است كه انسان را به خداى متعال نزديك مىكند اما آنچه آدمى از علم به دست آورده يا آنچه از صفا و آمادگى براى پذيرش خود علم تحصيل كرده او را از ايمان و معرفت بىنياز نمىكند ، از اين رو هيچ كس جز با علم و معرفت به سعادت نمىرسد . بعضى سعادتها شريفتر از بعضى است ، چنان كه بىنيازى فقط به ثروت است پس كسى كه پول دارد ثروتمند است و كسى كه گنجهاى پر دارد نيز ثروتمند است . درجات خوشبختان بر حسب شناخت و ايمان آنها متفاوت است چنان كه درجات ثروتمندان بر حسب كمى و زيادى مال تفاوت مىكند ، شناختها ( ى مربوط به ذات حق ) نور است و مؤمنان تنها با نور معرفت به ديدار حق مىشتابند . خداى متعال مىفرمايد : يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ « 75 » و در حديث آمده است « به بعضى از مؤمنان نورى همانند كوه و به بعضى نورى كوچكتر از آن داده مىشود ، تا آنجا كه نفر آخر آنها مردى است كه نورى به او داده مىشود كه به اندازه انگشت شست پاى اوست . پس يك بار نور متجلّى و ديگر بار خاموش مىشود هرگاه نور متجّلى شود مؤمن گام بر مىدارد و راه مىرود و چون خاموش شود مىايستد . عبور مؤمنان از صراط به اندازهء نور آنهاست . بعضى از آنها به يك چشم بر هم زدن مىگذرند و بعضى مانند برق و بعضى چون ابر و برخى مانند سقوط ستاره و بعضى مانند دويدن اسب عبور مىكنند و كسى كه به

--> ( 75 ) حديد / 12 : نور آنها ( مردان و زنان مؤمن ) پيش رو و در سمت راستشان بسرعت حركت مىكند .