الفيض الكاشاني
503
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
لاغرى مانند چوبهء تيرى كه ترس از عبادت آنها را تراشيده ، هر كه به آنها بنگرد گويد بيمارند ، در صورتى كه بيمارى ندارند ، يا گويد ديوانهاند ، در صورتى كه به امر بزرگى كه ياد آتش دوزخ و وضع آن است گرفتارند . » « 38 » از محمّد بن مسلم بن شهاب روايت است كه گفت : از امام سجّاد ( ع ) سؤال شد : كدام عمل در نزد خداى متعال بهتر است ؟ فرمود : پس از معرفت خدا و رسولش هيچ عملى بهتر از بغض نسبت به دنيا نيست ، و براى آن انواع بسيارى است و معصيت نيز انواع مختلف دارد . نخستين چيزى كه خدا با آن نافرمانى شد تكبّر است كه نافرمانى شيطان بود آنگاه كه سرپيچى و تكبّر كرد و از كافران شد ، و ديگر حرص است كه نافرمانى آدم و حوّا بود ، آنگاه كه خدا به آنها فرمود : فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ « 39 » ، پس آدم و حوا چيزى را كه بدان نيازى نداشتند برگرفتند و اين خصلت تا روز قيامت در ذرّيهء آنها رخنه كرد ، از اين رو بيشتر چيزهايى كه آدميزاد مىطلبد به آن نياز ندارد . و ديگر حسد است كه معصيت پسر آدم ( قابيل ) بود آنگاه كه به برادرش ( هابيل ) حسد برد و او را كشت ، و از معاصى ياد شده دوستى زنان و دنيا و رياست و استراحت و سخن گفتن و برترىجويى و ثروت منشعب شد و اينها هفت خصلت است كه تمام آنها در دوستى دنيا جمع شدهاند ؛ از اين رو پيامبران و دانشمندان پس از شناختن اين مطلب گفتند : دوستى دنيا سرچشمهء هر خطا و گناه است و دنيا دو گونه است : « دنيايى كه انسان را به بندگى و قرب خدا مىرساند و دنيايى كه مايهء لعنت و دورى از رحمت خداست » « 40 » . از جابر روايت است كه گفت : « خدمت امام باقر ( ع ) رسيدم ، حضرت فرمود : اى جابر به خدا سوگند كه افسرده و دلگيرم ، عرض كردم : فدايت شوم
--> ( 38 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 131 . ( 39 ) بقره / 35 : و از ( نعمتهاى ) آن گوارا هر چه مىخواهيد بخوريد ( امّا ) نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد . در متن كتاب آيه به غلط ، كلا من حيث شئتما نوشته شده در صورتى كه صحيح آن و كلا منها رغدا حيث شئتما مىباشد . - م . ( 40 ) كافى ، ج 2 ، ص 130 .