الفيض الكاشاني

50

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

چنان كه در كتاب علم به تفصيل بيان كرديم ، اين دو علم ( دنيوى و اخروى ) با هم در تضادّ هستند به اين معنى كه غالبا هر كس به يكى از آن دو توجه كند و به ژرفنگرى بپردازد از ديگرى باز مىماند . از اين رو على ( ع ) براى دنيا و آخرت سه مثال زده و فرموده است : « دنيا و آخرت مانند دو كفّهء ترازويند ، مانند خاور و باخترند ، مانند دو هوويند كه چون يكى را خشنودى سازى ديگرى را خشمگين كرده‌اى » . « 65 » به همين دليل مىبينى كسانى كه در كارهاى دنيا و در علوم پزشكى و حساب و هندسه فلسفه هوشيارند بيشتر آنان نسبت به كارهاى آخرت نادانند و برعكس ، زيرا قوّهء عقل غالبا براى اين دو علم كافى نيست و يكى از آن دو مانع از كامل شدن ديگرى است . لذا پيامبر ( ص ) فرمود : « بيشتر اهل بهشت ساده لوحانند » « 66 » يعنى كسانى كه در كارهاى دنيا ابله و كودن هستند . يكى از پيشينيان گويد : ما با گروهى برخورد كرديم كه اگر شما آنها را مىديديد مىگفتيد ديوانه‌اند ، و اگر آنان شما را مىديدند مىگفتند : شيطانيد . پس هر گاه كار شگفت‌آورى از كارهاى دينى را كه هوشمندان ديگر علوم منكر آن شده‌اند شنيدى ، انكارشان موجب انزجارت از قبول آن نشود ، زيرا محال است رهرو راه خاور به آنچه در باختر است دست يابد . كار دنيا و آخرت نيز چنين است . از اين رو خداى متعال فرمود : إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها « 67 » و فرمود : يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ

--> ( 65 ) در نهج البلاغه بابهاى حكم به شمارهء 103 ، آمده است : انّ الدّنيا و الآخرة عدوان متفاوتان و سبيلان مختلفان : فمن احّب الدنيا و تولّاها ابغض الاخرة و عاداها ، و هما بمنزلة المشرق و المغرب و ماش بينهما ، كلّما قرب من واحد بعد من الاخرو هما ضرّتان ، دنيا و آخرت دو دشمن متفاوت و دو راه مختلف‌اند ، هر كه دل به جهان بست و آن را خواست با آخرت كينه ورزيد و با آن دشمنى كرد ، اين دو همانند مشرق و مغرب‌اند و آن كس كه ميان اين دو راه مىرود هر چه به يكى نزديك شود از ديگرى دور مىگردد و آن دو همانند دو هوو هستند ( دو زن در كابين يك شوهر ) . ( 66 ) اين حديث را بزار از انس به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در الجامع الصغير آمده است . ( 67 ) يونس / 7 : آنها كه اميد لقاى ما ( و رستاخيز ) را ندارند ، و به زندگى دنيا خشنود شدند و بر آن تكيه كردند .