الفيض الكاشاني
51
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
. « 68 » و فرمود : فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ . « 69 » پس جمع ميان بينش كامل در مصالح دنيا و دين ممكن نمىشود مگر براى كسانى كه خدا تدبير دنيا و آخرت بندگانش را در وجود آنها قرار داده است آنان پيامبرانند كه به وسيله روح القدس تأييد مىشوند و از نيروى الهى كمك مىگيرند . از اين رو دلهايشان گنجايش تمام كارها ( دنيا و آخرت ) را دارد ، امّا دلهاى ديگر مردم هر گاه به كارى مشغول شود از كار ديگر باز مىماند و نمىتواند در آن به كمال برسد . تفاوت ميان الهام و فراگرفتن دانش ( 1 ) و فرق ميان راه آنها كه در كشف حق مىكوشند و راه آنها كه در پى كسب مىروند بايد دانست دانشهايى كه ضرورى نيست و گهگاه در دل پديد مىآيد ، پديد آمدنش گوناگون است يك بار بر دل هجوم مىآورد گويى از جايى نامعلوم در دل افتاده و يك باز از راه استدلال و فرا گرفتن به دست مىآيد ، اوّلى را الهام و دوّمى را آزمودن و تأمل مىنامند . پس آنچه بدون چارهجويى و تلاش بنده در دل قرار مىگيرد دو قسم است : يكى آن كه بنده نمىداند چگونه و از كجا حاصل شده است ، ديگر آن كه بر سببى كه آن علم از آن به دست آمده مطلّع مىشود و آن با مشاهدهء فرشتهاى است كه دانش را در دل مىافكند . نوع اول الهام و به دل گذشتن ناميده مىشود و نوع دوّم وحى نام دارد . وحى ويژهء پيامبران است و الهام ويژهء اوليا و برگزيدگان ، و نوع قبل - كه از راه استدلال به دست مىآيد ويژه دانشمندان است . حقيقت مطلب در اين مورد آن است كه قلب آماده است تا تمام حقيقت اشيا
--> ( 68 ) روم / 7 : آنها تنها ظاهرى از زندگى دنيا را مىدانند و از آخرت بىخبرند . ( 69 ) نجم / 29 - 30 : حال كه چنين است از اينها كه از ذكر ما روى گردانند و جز زندگى مادى دنيا را نمىطلبند اعراض كن اين آخرين حدّ آگاهى آنهاست .