الفيض الكاشاني
475
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
گرفتارش هستى وجود ندارد و نهايت آرزوى دشمنانت اين است كه از نعمت برخوردار باشند و تو از رفاه آنها در حسرت و اندوه باشى ، و تو شخصا مطابق دلخواه آنها عمل كردهاى از اين رو دشمنت به مرگت راضى نيست بلكه مىخواهد زندگى درازى داشته باشى ولى توأم با عذاب حسد و اندوه تا به نعمتهايى كه خدا به محسودت داده بنگرى و دلت از حسد آكنده شود از اين رو شاعرى گفته است : لا مات اعداؤك بل خلّدوا * حتّى يروافيك الّذى يكمد لا ذلت محسودا على نعمه * فانّما الكامل من يحسد و لا خلاك الدّهر من حاسد * فانما الفاضل من يحسد « 191 » بنابراين شادمانى دشمنت به اندوه توست و حسد ورزى تو بيشتر از شادمانى او به نعمت خويش است ، و اگر محسود بداند كه از رنج حسد و عذاب آن رها شدهاى براى او بزرگترين بلا و مصيبت است پس تو به دلخواه دشمنت ملازم اندوه حسد هستى ؛ و هر گاه در اين نكته بينديشى خواهى دانست كه دشمن خود و دوست دشمنت مىباشى چون كارى كردهاى كه خود در دنيا و آخرت ضرر كردهاى ، و دشمنت در دنيا و آخرت بهره برده است ، و تو در پيشگاه خدا و خلق نكوهيده ، و در دنيا و آخرت بدبختى در حالى كه نعمت محسود هميشگى است چه تو بخواهى يا نخواهى ، وانگهى تو تنها به برآوردن خواستهء دشمنت اكتفا نكردهاى بلكه بيشترين شادى را در دل ابليس كه بدترين دشمن توست وارد ساختهاى چرا كه ابليس چون ديده كه تو از نعمت علم و دين و مقام و مال كه دشمنت از آن برخوردار است محروم شدهاى بيم آن دارد كه نعمت را بر او دوست بدارى و به سبب محبّت در ثواب با او شريك شوى ، زيرا كسى كه خير
--> ( 191 ) دشمنانت نميرند بلكه جاودان بمانند تا نعمتهايى را كه از آن برخوردارى و موجب ناراحتى آنهاست ببينند . همواره در برابر نعمت مورد حسد باشى . چرا كه انسان كامل كسى است كه محسود واقع شود دنيا تو را از حسد ورزى تهى نگذارد . چرا كه شخص فاضل كسى است كه مورد حسد قرار مىگيرد