الفيض الكاشاني

463

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

انتقامى از سوى خدا در برابر دشمنى با او بداند كه به همان سبب آن بلا به او رسيده است و هر گاه نعمتى به دشمن برسد از آن ناراحت شود ، زيرا خلاف مقصود و انتظار اوست و بسا كه بر او آشكار شود كه در پيشگاه خدا منزلتى ندارد ، چرا كه خدا از دشمنش كه او را اذيّت كرده انتقام نگرفته است بلكه به او نعمت ارزانى داشته است . خلاصه حسد با كينه و دشمنى ملازم است و كمال پرهيزگارى آن است كه آدمى به دشمن خود ستم نكند و آن را ناخوشايند بداند ، يا نسبت به انسانى كه دشمن اوست ، در نظرش بد حالى و خوشحالى او يكسان باشد امّا اين حالت ممكن نيست و اين حالت همان است كه خدا كفّار را به آن توصيف كرده يعنى حسد به سبب دشمنى ، زيرا خداوند متعال مىفرمايد : وَ إِذا لَقُوكُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ . إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ « 177 » و همچنين فرمود : وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ . « 178 » چنين حسدى كه عامل آن دشمنى باشد گاه به نزاع و كشتار مىانجامد و تمام عمر حسود در از بين بردن نعمت از راه مكر و حيله و سخن چينى و پرده‌درى و نظير آنها مىگذرد . عامل دوّم عزّت طلبى است و آن اين است كه بر او گران مىآيد كه ديگرى بالاتر از او باشد ؛ پس هر گاه يكى از همگنانش به حكومتى يا علمى يا مالى برسد بيم دارد كه بر او تكبّر كند در حالى كه او طاقت تكبّر او را ندارد و نمىتواند خود ستايى بىجا و فخر فروشى او را تحمّل كند . بنابراين غرض حسود تكبّر ورزيدن خودش نيست ، بلكه هدفش دفع تكبّر محسود است چرا كه حسود به برابرى با محسود راضى است ولى به برترى او بر خود راضى نيست .

--> ( 177 ) آل عمران / 119 - 120 : و هنگامى كه شما را ملاقات مىكنند ( به دروغ ) مىگويند ايمان آورده‌ايم ، امّا هنگامى كه تنها مىشوند از شدّت خشم بر شما سرانگشتان خود را به دندان مىگزند ، بگو بميريد با همين خشمى كه داريد ، خدا از ( اسرار ) درون سينه‌ها آگاه است . ( 178 ) آل عمران ، 118 : آنها دوست دارند شما در زحمت و رنج باشيد ( نشانه‌هاى ) دشمنى از دهان آنها آشكار است .