الفيض الكاشاني
46
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مىبيند ، ولى بازديد كننده ديگر جز زيد را نمىبيند . بنابراين شناخت شخص اوّل ناگزير با زيادى دانستههايش زياد مىشود . حال قلب نسبت به علوم نيز چنين است . توضيح حالت دل ( 1 ) نسبت به اقسام علوم عقلى ، دينى ، دنيوى و اخروى قلب همانطور كه پيش از اين بيان شد بر حسب طبيعتش آمادهء پذيرش حقيقت دانشهاست ، ليكن علومى كه در آن وارد مىشود به دو قسم عقلى و شرعى تقسيم مىشود . علوم عقلى نيز به ضرورى و اكتسابى تقسيم مىگردد و علوم اكتسابى به دنيوى و اخروى منقسم مىشود . مقصود ما از علوم عقلى آن علومى است كه غريزهء عقل به آن حكم مىكند و از تقليد و شنيدن گرفته نمىشود و اين علوم به بديهى و اكتسابى تقسيم مىشود . بديهى آن است كه عقل نمىداند از كجا و چگونه به دست آمده است ، مانند آگاهى انسان به اين كه يك شخص در يك حال نمىتواند در دو جا باشد ، و يك شىء نمىتواند هم حادث باشد و هم قديم هم موجود باشد و هم معلوم . انسان اين علوم را از آغاز كودكى در فطرت خود مىيابد و نمىداند كى و از كجا برايش حاصل شده است مقصود آن است كه عامل مستقيمى براى اين علوم نمىشناسد و گرنه بر او پوشيده نيست كه خدا آن آگاهيها را در وجود او آفريده است . امّا اكتسابى آن علمى است كه با آموختن و استدلال به دست مىآيد و گاه به هر دو قسم ، عقل گويند . على ( ع ) مىفرمايد : رأيت العقل عقلين * فمطبوع و مسموع و لا ينفع مسموع * إذا لم يك مطبوع كما لا تنفع الشّمس * وضوء العين ممنوع « 57 »
--> ( 57 ) من به دو نوع عقل معتقدم عقل طبيعى و عقل شنيدنى ( اكتسابى ) . عقل شنيدنى سودمند نيست اگر عقل طبيعى نباشد . چنان كه نور خورشيد سودى ( براى ديدن ) ندارد در صورتى كه چشم بىفروغ و نابينا باشد .