الفيض الكاشاني
47
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مقصود پيامبر ( ص ) از گفتار خود : « خدا آفريدهاى نيافريده كه در نزد او از عقل گرامىتر باشد » « 58 » همان عقل طبيعى است و مقصود آن حضرت از گفتارى كه به على ( ع ) فرمود : « هر گاه مردم با خوبيهاى گوناگون به خداى متعال نزديك شوند تو با عقلت به خدا تقرّب بجوى » « 59 » عقل اكتسابى است . هر گاه تقرّب به خدا با عقل طبيعى و با علوم بديهى ممكن نشود ، با عقل اكتسابى ميسّر گردد ، ليكن شخصيّتى چون على ( ع ) مىتواند با به كارگيرى عقل در به دست آوردن علومى كه موجب قرب به خدا مىشود به خدا تقرّب جويد . قلب به منزلهء چشم و غريزهء عقل در آن به منزلهء نيروى بينايى در چشم است . نيروى ديدن لطيفهاى است كه در نابينا نيست و در بينا هست ، اگرچه چشم را ببندد يا شب تاريك او را فرا گيرد . علمى كه در قلب حاصل مىشود به منزلهء نيروى ادراك بينايى است ، يعنى دل عين اشيا را مىبيند ، پنهان ماندن علوم از چشم عقل در مدت كودكى تا سنين تشخيص يا بلوغ شبيه پنهان ماندن اشيا تا زمان طلوع آفتاب و تابش نور آن بر ديدنيهاست ، و قلمى كه خدا با آن دانشها را بر صفحهء دلها مىنگارد به منزله قرص خورشيد است ، از اين رو ، علم در قلب كودك پيش از مميّز شدن حاصل نمىشود چرا كه صفحهء دلش هنوز آمادهء پذيرش نقش دانش نيست ، و قلم آفريدهاى است از آفريدگان خداى متعال مىفرمايد : عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ . « 60 » قلم خدا به قلم آفريدگانش شباهت ندارد ، چنان كه صفت او به صفت آفريدگانش شبيه نيست . بنابراين قلم خداوند از نى و چوب نيست چنان كه ذات او از جنس جوهر و عرض نمىباشد . پس از اين جهات ياد شده ميان بينش بون و بينش درون موازنهاى صحيح برقرار است جز
--> ( 58 ) قال ( ص ) : اين حديث پيش از اين نقل شد و ترمذى آن را در نوادر الاصول به اسنادى ضعيف روايت كرده است . ( 59 ) به رسالهء معراجيّهء ابن سينا ، ص 15 رجوع كنيد و پيش از اين هم در جلد اول همين كتاب نقل شد . ( 60 ) علق / 4 - 5 : خدا به وسيلهء قلم آموخت و به انسان آنچه را نمىدانست تعليم داد .