الفيض الكاشاني

415

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

و اگر براى انسان سگى باشد كه او را دوست نمىدارد و ديگرى او را بزند خشمگين نمىشود . بنابراين خشم تابع محبّت است و رياضت و تمرين در اين بخش گاه به ريشه كن شدن خشم مىانجامد كه براستى اندك است و گاه به جلوگيرى از به كار بردن خشم و عمل به مقتضاى آن مىانجامد كه آسانتر است . اگر كسى بگويد : آنچه در زندگى براى انسان ضرورى و جزء بخش اوّل است ، آدمى با از دست دادن آن ناراحت مىشود ، ولى خشمگين نمىشود كسى كه يك گوسفند دارد و تنها وسيلهء معاش اوست چنان چه گوسفندش بميرد بر هيچ‌كس خشمگين نمىشود ، اگر چه ناراحت مىشود و لازم نمىآيد كه آدمى بر هرچه مورد نفرت اوست خشمگين شود . آدمى از رگ زدن و حجامت درد مىكشد ، ولى بر رگزن و خون‌گير غضب نمىكند . بنابراين كسى كه توحيد بر او غالب است و همه چيز را از جانب خدا مىداند بر هيچ يك از آفريدگان او خشمگين نمىشود ، چرا كه تمام آنها را مسخّر قدرت او مىداند ، مانند قلم كه در اختيار نويسنده است ، و كسى كه شاه حكم اعدام او را امضا مىكند بر قلم ( كه حكم اعدامش را رقم زده ) خشمگين نمىشود و نيز بر كسى كه گوسفندش را سر مىبرد با آن كه روزى اوست غضب نمىكند ، چنان‌كه بر مردن گوسفند غضب نمىكند ؛ چرا كه مردن و ذبح شدن را از سوى خدا مىداند از اين رو خشم را با توحيدى كه بر او غالب است دفع مىكند و نيز با حسن ظنّ به خدا آن را دفع مىكند به اين معنى كه تمام آنها را از سوى خدا و مقّدر الهى مىداند و به مقّدرات الهى خشنود است . بسا كه خير او در گرسنگى و بيمارى و مجروح و مقتول شدن است ، بنابراين غضب نمىكند ، چنان‌كه بر شخص رگزن خشمگين نمىشود چرا كه خير خود را در آن مىداند . ( در پاسخ ) مىگوييم : اين سخن به اين صورت محال نيست ، ولى غلبهء توحيد به اين صورت فقط مانند برق جهنده است كه در حالات مختلف غالب مىشود ولى دوام نمىيابد و دل طبيعة به واسطه‌ها رجوع مىكند و اگر براى انسانى همواره اين حالت ( غلبهء توحيد ) را متصوّر شويم بايد براى پيامبر ( ص ) نيز