الفيض الكاشاني

40

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

خدا دانش آنچه نمىداند به او مىدهد . » « 47 » 3 - اين كه از راه رسيدن به حقيقت مطلوب منحرف شده باشد ، زيرا دل شخص فرمانبردار درستكار اگر چه صاف است تابش حق در آن ظاهر نمىشود ، زيرا طالب حق نيست و آينهء دل خود را در راستاى مطلوب قرار نمىدهد ، بلكه چه بسا تمام كوشش خود را متوجه عبادات بدنى يا فراهم آوردن اسباب زندگى مىسازد و فكر خود را صرف دقّت در بارگاه ربوبى و حقايق پنهان الهى نمىكند . بنابراين جز همان آفتهاى اعمال دقيق كه به آن مىانديشد و عيبهاى پنهان نفس يا مصلحتهاى زندگى ، چيز ديگرى بر او كشف نمىشود و هر گاه مقيّد ساختن همّت و تلاش به اعمال و تفصيل عبادات ، مانع از كشف جلوه حق شود پس در مقام مقايسه چگونه ممكن است كسى كه كوشش خود را صرف شهوتهاى دنيوى و لذّتها و دلبستگيهاى آن مىكند اعمالش مانع از كشف حقيقت نشود ؟ ! 4 - حجاب و مانع است . انسان فرمانبردارى كه مغلوب شهوتهاى خويش است آنگاه كه خود را مهيّاى انديشيدن در حقيقتى كند آن حقيقت بر او كشف نمىشود چون بر اساس اعتقاد پيشين خود از آغاز جوانى به صورت تقليد و قبول از روى حسن ظنّ از آن حقيقت ممنوع شده ، و حسن ظنّ ميان او و حقيقت واقعى مانع مىشود و نمىگذارد خلاف آنچه به تقليد دريافت كرده در دلش ظاهر شود . اين نيز حجابى بزرگ است كه بيشتر متكلّمان و متعصّبان در مذهبها بلكه بيشتر درستكارانى كه در باطن آسمانها و زمين مىانديشند از آن محجوب مانده‌اند زيرا آنان بر اساس اعتقادهاى تقليدى كه در نفوس آنها به جمود گراييده و در دلهايشان رسوخ كرده است و ميان آنها و درك حقايق حجاب شده است ، محجوب مىباشند . 5 - جهل به آن سمتى است كه آگاهى بر مقصود در آن واقع مىشود ،

--> ( 47 ) اين حديث را ابو نعيم در الحليه از حديث انس روايت كرده چنان كه در المغنى است و پيش از اين هم بيان شد .