الفيض الكاشاني
41
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
زيرا بر خواستار دانش تحصيل علم به مجهول ممكن نيست ، جز با يادآورى علومى كه مناسب با مطلوب اوست ؛ به طورى كه هر گاه آنها را به ياد بياورد و در نفس خويش مرتّب سازد ، به ترتيب ويژهاى كه دانشمندان آن را معتبر مىدانند . در اين صورت از جهت مقصود آگاه مىشود و حقيقت مقصود در دلش مىتابد ؛ زيرا دانشهاى مطلوبى كه فطرى نيستند ، جز با توسّل به دانشهاى به دست آمده كسب نمىشوند . بلكه هر دانشى از دو دانش قبلى كه با هم تركيب مىيابند و به صورت مخصوصى به هم مىپيوندند حاصل مىشود و علم سوم از آن دو به دست مىآيد . همانند به دست آمدن فرزند از ازدواج نر و ماده و آن در صورتى است كه ميان آن دو پيوند خاصى روى دهد . هر دانشى نيز چنين است ، يعنى دو ريشهء مخصوص دارد و ميان آن دو راهى براى پيوند وجود دارد كه علم مورد نظر از آن حاصل مىشود . بنابراين ناآگاهى از اين اصول و چگونگى پيوندشان مانع از كسب علم و آگاهى است . مثال آن همان جهل به سمتى است كه صورت در آن قرار دارد ، بلكه مثالش آن است كه انسان بخواهد پشت سر خود را با آينه ببيند ؛ هر گاه آينه را در برابر صورتش قرار دهد پشتسر در آن ظاهر نمىشود و اگر آينه را روبروى قفاى خود قرار دهد آينه از چشمش منحرف مىشود ، در اين صورت نه آينه را مىبيند نه پشت سر را . پس به آينهء ديگرى نيازمند است كه در پشت سر قرار دهد آينهء اول را در مقابل آن به گونهاى قرار دهد كه آن را ببيند و فاصلهء مناسبى را ميان دو آينه بايد رعايت كند تا صورت قفا در آينهء مقابل قفا بيفتد سپس صورت اين آينه در آينهء ديگرى كه در برابر چشم است بيفتد ؛ آنگاه چشم صورت قفا را درك مىكند . كسب علوم نيز راههاى شگفتآورى دارد كه در آن انحرافها و تغييرهايى است و از آنچه در مثال آينه ياد كرديم شگفتآورتر است ؛ و در روى زمين كم است كسى كه به چگونگى چارهجويى اين انحرافها كاملا آشنا باشد اين است عواملى كه دلها را از شناخت حقيقت امور باز مىدارد و گرنه هر دلى بر اساس فطرت ، شايستهء شناخت حقايق است ، چون دل موجودى