الفيض الكاشاني
398
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
وَ لا إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ . « 1 » و درود بر محمد ( ص ) كه در زير پرچمش پيامبران و تقوا پيشگان حركت مىكنند ؛ و درود بر خاندان و يارانش كه امامان هدايت يافته و سادات پسنديدهاند ، درودى كه عددش با عدد آفريدگان خدا در گذشته و آينده برابر باشد و از بركت آنها خلق اوّلين و آخرين بهرهمند شوند . پس از ستايش خدا و درود بر محمّد ( ص ) و آلش ، بدان كه غضب شعلهء آتشى است كه از آتش برافروختهء الهى اقتباس شده ، با اين تفاوت كه آتش الهى جز بر دلها چيره نشود ، و اين آتش در سويداى دل جايگزين مىشود همچنان كه پارههاى آتش در زير خاكستر باقى مىماند ؛ و تكّبر نهانى آن آتش را از دل هر ستمگر لجوج بيرون مىآورد چنان كه سنگ آتش را از آهن بيرون مىآورد . براى اهل نظر با نور يقين آشكار مىشود كه از آدمى رگى به شيطان لعين متصّل است بنابراين هر كس كه آتش خشم او را از حال طبيعى بيرون كند به شيطان نزديكتر مىشود ؛ آنجا كه خداوند مىفرمايد : خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ * « 2 » پس لازمهء گل و خاك آرامش و وقار است و لازمهء آتش برافروختگى و حركت و پريشانى و آب كردن است و به همين معنى است گفتار خداى متعال : يُصْهَرُ بِهِ ما فِي بُطُونِهِمْ . « 3 » و از نتايج خشم ، كينه و حسد است و هر كه هلاك شده و به تباهى افتاده به وسيلهء آن دو بوده است ؛ و محّل كينه و خشم لخته گوشتى ( قلب ) است كه اگر پاك باشد به سبب آن ديگر اعضاى بدن پاك شوند ؛ و از آنجا كه كينه و حسد و خشم از عواملى هستند كه بنده را به جايگاه هلاكت مىكشانند ، پس آدمى چه بسيار نيازمند است كه مواضع هلاكت و بديهاى خود را بشناسد
--> ( 1 ) يس / 49 - 50 : ( امّا ) جز اين انتظار نمىكشند كه يك صيحهء عظيم ( آسمانى ) آنها را فرو گيرد در حالى كه مشغول جدال ( در امور دنيا ) هستند ! ( چنان غافلگير مىشوند كه حتّى ) نمىتوانند وصيتّى كنند ، يا به سوى خانوادهء خود مراجعت نمايند ! ( 2 ) اعراف / 12 : مرا از آتش آفريدهاى و او را از خاك . ( 3 ) حج ، 20 : آنچنان كه هم درونشان را آب مىكند و هم برونشان را !