الفيض الكاشاني

364

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

فراهم مىآورد تا در حضور مردم دست او را بگيرند و با گناهان شخص مورد مسخره همچون الاغى به طرف دوزخ برانند ، در حالى كه او را مسخره مىكنند و از خوارى و رسوايى او و يارى خداوند نسبت به شخص مسخره شده در دنيا و مسلّط ساختن او بر انتقام گرفتن از مسخره كننده شادمان هستند . امّا اين كه انسان نسبت به گناه ديگرى ترحّم كند نيكوست ولى حسد آدمى مانند شيطان است و او را به سخنانى وا مىدارد ( بدگويى از ديگران ) كه حسناتش به شخص غيبت شده منتقل مىشود و اين حسنات از ترحّم او نسبت به غيبت شده بيشتر است . در اين صورت گناه شخص مورد ترحّم را جبران كرده و از حالتى كه مورد ترحّم بوده بيرون شده و خود شايستهء آن است كه مورد ترحّم قرار گيرد چرا كه ثواب خود را بر باد داده و از حسناتش كاسته شده است . همچنين خشم گرفتن براى خدا موجب غيبت كردن ديگرى نمىشود و اين شيطان است كه غيبت را در نظر انسان خوب جلوه مىدهد تا ثواب عمل و خشم ( خدا پسندانه ) او را باطل كند و خود با غيبت مورد خشم خدا قرار گيرد . امّا شگفتى انسان از اعمال ديگران اگر او را به غيبت وا دارد شايسته است نسبت به خود دچار شگفتى شود كه چگونه براى حفظ دين يا دنياى ديگرى دين خود را بر باد داده و در عين حال از كيفر دنيوى در امان نيست ، يعنى خدا پردهء اسرار او را مىدرد چنان كه او با شگفتى از اعمال برادر دينى خود ، پردهء رازش را دريده است . بنابراين درمان تمام اين موارد تنها با كسب معرفت پيمودن راههايى ( ياد شده براى درمان ) است كه از ابواب ايمان به شمار مىآيد . پس كسى كه به تمام موارد ياد شده ايمان محكم داشته باشد ناگزير زبان خود را از غيبت نگاه مىدارد » . شرح حرمت غيبت قلبى ( 1 ) بدان كه بدگمانى مانند بد گفتن حرام است ، و همانطور كه بر انسان حرام است بديهاى ديگران را بر زبان بياورد ، همچنين حرام است كه آنها را در دل