الفيض الكاشاني

332

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

دروغ واجب است ، در صورتى كه راستگويى موجب بنا حق كشته شدن كسى شود . پس مىگوييم : سخن وسيلهء رسيدن به هدفهاست و هر هدفى ستوده است و مىتوان با راست و دروغ به آن رسيد اما دروغگويى حرام است ، ولى اگر تنها با دروغ مىتوان به آن رسيد ، دروغ مباح است اگر به دست آوردن هدف مباح باشد و اگر رسيدن به هدف واجب باشد دروغ واجب است مانند حفظ خون مسلمان ؛ و هر گاه راستگويى موجب ريختن خون مسلمانى شود كه از ظالمى مخفى شده است دروغگويى در آن جا واجب است ؛ و هر گاه رسيدن به هدف در جنگ يا آشتى دادن دو مسلمان يا دلجويى از شخص ستم رسيده جز با دروغ ممكن نشود دروغ مباح است ؛ در عين حال تا آنجا كه ممكن است انسان بايد از دروغ بپرهيزد ، زيرا هر گاه باب دروغ بر او گشوده شود بيم آن مىرود در جايى هم كه نياز به دروغ نيست دروغ بگويد و در آن جا كه دروغ واجب است به اندازهء واجب اكتفا نكند . بنابراين دروغ اساسا حرام است مگر ضرورتى پيش آيد . آنچه دلالت مىكند كه در دروغ موارد استثنا وجود دارد روايتى است از امّ كلثوم كه گفت : « نشنيدم كه پيامبر ( ص ) جز در سه مورد اجازه دروغ گفتن بدهد : در اصلاح ميان دو طرف ، در جنگ ، در وقتى كه مردى با زنى سخن بگويد و آن زن به شوهرش بگويد . » « 207 » و نيز امّ كلثوم گفت : پيامبر خدا فرمود : « كسى كه ميان دو نفر آشتى دهد كذّاب نيست . پس به قصد اصلاح سخن خير بگويد يا بر سخن خير چيزى بيفزايد . » « 208 » اسماء دختر يزيد گفت : پيامبر ( ص ) فرمود : « هر دروغى براى پسر آدم نوشته مىشود ، مگر مردى كه به قصد آشتى دادن دو نفر به آن دو دروغ بگويد . » « 209 »

--> ( 207 ) اين حديث را بخارى و مسلم و احمد و ترمذى از ام كلثوم دختر عقبه بن ابى معيط به سندى صحيح روايت كرده‌اند چنان كه در الجامع الصغير آمده است . ( 208 ) اين حديث را مسلم در ( صحيح ، ) ج 8 ، ص 28 روايت كرده است . ( 209 ) اين حديث را احمد در ( مسند ، ) ج 6 ، ص 455 با افزودن در آن و اختلاف در لفظ روايت كرده است .