الفيض الكاشاني

277

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كه به تو مربوط نمىشود ، چه در سؤال وقت خود را تلف كرده‌اى و رفيق خود را نيز ملزم به تلف كردن وقت كرده‌اى و اين در وقتى است كه از آن سؤال بلايى بر نخيزد ، و در بيشتر سؤالها آفتهايى است ، زيرا تو از عبادت ديگرى مىپرسى و مىگويى : آيا روزه‌اى ؟ اگر بگويد آرى ، اظهار عبادت مىكند و داخل ريا مىشود ، و اگر داخل ريا نشود نامش از دفتر كسانى كه عبادت نهانى دارند حذف مىشود و عبادت پنهانى به درجاتى از عبادت آشكار افضل است و اگر بگويد : روزه نيستم ، دروغگو است و اگر سكوت كند تو را تحقير كرده و از آن آزرده مىشوى ، و اگر در جواب دادن چاره‌جويى كند نياز به زحمت و رنج دارد . پس تو او را با سؤال كردن در معرض ريا يا دروغ يا تحقير ديگرى يا زحمت در چاره دفع سؤال قرار داده‌اى ، و همچنين است سؤال از ديگر عبادتهاى او ، و پرسش از تمام آنچه پنهان مىدارد و از آن شرم دارد ؛ و سؤال تو از آنچه به ديگرى مىگويد و از او مىپرسى : چه مىگويى و در چه حالى ، و همچنين انسانى را در راه مىبينى و مىگويى : از كجايى ؟ بسا كه مانعى در گفتن و ذكر آن دارد . پس اگر آن را ذكر كند آزاد شود و حيا كند و اگر تصديق نكند به دروغ افتد و تو سبب دروغگويى او شده‌اى . همچنين از مسأله‌اى سؤال مىكنى كه به آن احتياج ندارى ، پس شخص مورد سؤال بسا كه به خودش اجازه ندهد كه بگويد : نمىدانم و بدون بينش پاسخ دهد و مقصودم از سخن گفتن بىربط اين نوع سخنان ( ياد شده ) نيست ، زيرا به اين سخنان گناه يا ضرر راه مىيابد ، همانا نمونهء سخن بىربط موردى است كه از لقمان روايت شده كه بر داوود ( ع ) وارد شد در حالى كه زره مىبافت و پيش از آن زره بافتن را نديده بود و از آنچه مىديد به شگفت آمد و خواست دربارهء زره از او بپرسد . پس حكمت لقمان مانع از سؤال شد و خويشتن دارى كرد و نپرسيد و چون زره را تمام كرد برخاست و آن را پوشيد و گفت : زره خوبى است براى جنگ ، پس لقمان گفت : سكوت حكمت است و كم است كسى كه سكوت اختيار كند . يعنى بدون سؤال از زره و فايده آن آگاه شد و از سؤال بىنياز گرديد . گفته شده يك سال به نزد