الفيض الكاشاني
278
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
داود آمد و رفت داشت و مىخواست از زره آگاه شود ولى سؤال نكرد . بنابراين در چنين سؤالاتى هر گاه ضرر و پردهدرى و افتادن در ريا و دروغ نباشد از سؤالات بىربط است و ترك آن نشان ديندارى است . اين بود تعريف سخنى كه به انسان مربوط نيست امّا عاملى كه موجب اين سخنان بىربط مىشود حريص بودن انسان بر شناخت چيزى است كه بدان احتياج ندارد و يا مىخواهد سخن را به عنوان جلب محبّت و دوستى گسترش دهد يا با داستانهاى بىفايده وقت بگذراند . درمان تمام اينها آن است كه بداند مرگ پيش روى اوست و در برابر هر كلمهاى مسؤول است و نفسهايى كه مىكشد سرمايه اوست ، و زبانش همچون تورى است كه مىتواند با آن حور العين را شكار كند . پس مهمل گذاشتن و ضايع ساختن زبان زيان است . اين درمان زبان از نظر علم است و امّا درمان آن از نظر عمل گوشهگيرى است و اين كه در دهانش سنگى بگذارد و نسبت به برخى از آنچه مربوط به اوست سكوت اختيار كند تا زبان وى به ترك سخنى كه به او مربوط نيست عادت كند ، و حفظ زبان در اين مورد بر كسى كه از مردم كناره نگرفته است براستى سخت است » . آفت دوّم ، سخن زايد است ( 1 ) سخن زايد نيز نكوهيده است و اين شامل مسائلى مىشود كه به ما مربوط نيست ؛ و نيز بيش از حد لازم سخن گفتن دربارهء مسائلى كه به خود ما مربوط مىشود . كسى كه قصد كارى را دارد مىتواند با سخن مختصرى بگويد و ممكن است آن را بزرگ و تكرار كند . مثلا هر گاه مقصودش با يك كلمه برآيد دو كلمه بگويد در اين صورت كلمهء دوّم زايد بر نياز است و با توجّه به سخنان سابق اين كار نيز نكوهيده است ، اگر چه در آن گناه و زيانى نباشد . عطاء بن ابى رياح گويد : براستى آنها كه پيش از شما بودند سخنان زايد و بيهوده را نمىپسنديدند و بجز قرآن و سنّت رسول خدا يا امر به معروف و نهى از منكر و سخن مورد نياز در زندگانى كه از آن ناگزيرى ، همه را سخن زايد