الفيض الكاشاني
271
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
بشمارد ، سخنش در آنچه به او مربوط نيست كم مىشود . يكى از بزرگان گويد : سكوت براى انسان دو نتيجه به همراه مىآورد : سلامتى در دينش و درك رفيقش . محمد بن واسع به مالك بن دينار گفت : اى ابو يحيى نگاه داشتن زبان براى مردم از نگاه داشتن طلا و نقره دشوارتر است . يونس بن عبيد گويد : هيچ كس نيست كه زبانش به قلبش مرتبط باشد ، مگر اين كه خوبى و صلاح آن را در ديگر اعمالش ديدم . حسن گويد : در نزد معاويه مردم سخن مىگفتند و احنف خاموش بود . گفتند : تو را چه شدهاى ابو بحر كه سخن نمىگويى ؟ گفت : اگر دروغ بگويم از خدا مىترسم و اگر راست بگويم از شما ترسانم . ابو بكر بن عيّاش گويد : چهار تن از شاهان بر نكوهش سخن گويى گرد آمدند . شاه هندوستان ، شاه چين و كسرى ( شاه ايران ) و قيصر ( شاه روم ) . يكى از آنان گفت : من بر آنچه گفتهام پشيمانم و بر آنچه نگفتهام پشيمان نيستم . ديگرى گفت : من هر گاه سخنى بگويم سخن بر من مسلّط است نه من بر او و هر گاه سخنى نگويم من بر سخن مسلّطم . سوّمى گفت : از كسى كه سخن مىگويد در شگفتم اگر سخنش به او برگردد به او زيان رساند و اگر بر نگردد به او بهرهاى نرساند . چهار مىگفت : من بر ردّ آنچه نگفتهام تواناترم تا برردّ آنچه گفتهام . گويند : منصور بن معتز چهل سال پس از عشاى آخر سخن نگفت . گويند : ربيع بن خيثم بيست سال سخن نگفت و هر گاه صبح مىشد دوات و كاغذ و قلمى در جلو خود مىنهاد و تمام سخنانش را مىنوشت . آنگاه شبانگاه اعمال خود را محاسبه مىكرد . فصل : علت برترى سكوت چيست ؟ ( 1 ) اگر بگويى : علّت اين همه فضيلت براى سكوت چيست ، بايد بدانى كه علّتش آفتهاى زياد زبان است كه عبارتند از : اشتباه ، دروغ ، سخنچينى ، غيبت ،