الفيض الكاشاني

256

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

« نگاه اول به نفع تو و نگاه دوم به ضرر توست . » « 96 » علاء بن زياد گويد : چشمت را به چادر زن ندوز ، زيرا نگاه كردن در دل شهوت مىكارد ، و كمتر اتفاق مىافتد كه انسان در آمد و رفتهايش چشمش به زنان و كودكان نيفتد و هر گاه زيبايى او در نظرش بيايد طبيعت انسان مىخواهد كه دوباره نگاه كند . در اين جا سزاوار است به خود تلقين كند كه اين نگاه دوباره عين نادانى است زيرا اگر نگاه كند و او را زيبا بيابد شهوت بجنبد و چون از رسيدن به او عاجز است تنها حسرت و افسوس برايش مىماند ، و اگر بار دوّم نگاه كرد و او را زشت يافت از آن لذت نمىبرد و گناهكار نيز هست زيرا قصد لذّت بردن كرده . پس كارى كرده است كه او را آزرده ساخته است . لذا هر دو حالتش از معصيت و رنج و افسوس خالى نيست ، و هر گاه چشم را حفظ كند بسيارى از آفتها از دلش دور شود و اگر چشمانش اشتباه كند و بتواند شهوت را مهار كند موجب كمال قدرت و توفيق است . از ابو بكر بن عبد الله مزنى روايت شده كه قصّابى به كنيز يكى از همسايگانش سخت دلبسته بود . پس خاندان كنيز او را به روستاى ديگرى براى كارى فرستادند . قصّاب در پى او رفت و از او تقاضاى كار ناشايست كرد . كنيز گفت : اى مرد كارى انجام نده چه من به تو بيشتر علاقه دارم ولى از خدا مىترسم . قصّاب گفت : تو از خدا مىترسى و من نترسم ؟ پس توبه كرد و برگشت در راه عطشى به او رسيد كه نزديك بود جان دهد . ناگاه پيك يكى از پيامبران بنى اسرائيل به او رسيد و پرسيد : تو را چه شده است ؟ گفت تشنه‌ام گفت : بيا تا خدا را بخوانيم تا ابرى بر ما سايه افكند و وارد روستا شويم ، قصاب

--> ( 96 ) حديث را دارمى ( در سنن ) ، ج 2 ، ص 298 و احمد در مسند على ( ع ) از پيامبر ( ص ) روايت كرده كه فرمود : يا على ان لك كنزا فى الجنة و انك ذوقرنيها فلا تتبع النظرة النظرة فانما لك الاولى و ليست لك الاخره‌اى على تو را در بهشت گنجى است و تو صاحب آن هستى پس در پى نگاه اول نگاه نكن زيرا نگاه اول از آن توست ولى نگاه دوم از تو نيست ترمذى و ابو داوود از حديث بريده نظير اين حديث را روايت كرده‌اند و پيش از اين گذشت .