الفيض الكاشاني
25
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
اگر مرز مملكت را از دست بدهد و رعيّت خود را مهمل گذارد ، در هنگام ملاقات با حق تعالى ذات حق كارش را نكوهش مىكند و از او كيفر مىگيرد و در روز قيامت به او گفته مىشود : « اى شبان بد ، گوشت خوردى و شير نوشيدى و گمشده را بر نگرداندى و استخوان شكسته را التيام ندادى امروز انتقام او را از تو مىگيرم - چنان كه در حديث وارد شده است » « 18 » پيامبر ( ص ) در گفتارش : « از جهاد اصغر به جهاد اكبر بازگشتيم » « 19 » به اين جهاد نفس اشاره فرموده است . مثال سوّم : عقل همانند شكارچى سواركار است و شهوتش همانند اسب او و خشمش مانند سگ او . پس وقتى كه سوار كار ماهر و اسبش تمرين كرده و سگش تعليم ديده باشد سزاوار موفقيّت است امّا وقتى سوار كار بىشعور و اسب چموش و سگ گزنده باشد نه اسبش مطيع اوست و نه سگش ، چنين سواركارى سزاوار هلاكت است ، چه رسد كه به مطلوب خود نايل شود . بىشعورى سوار كار مثلى براى نادانى انسان و كمى حكمت و بصيرت او و چموشى اسب مثلى براى غالب شدن شهوت بر اوست ، بويژه شهوت زنبارگى و شكمبارگى ، و عقور بودن سگ مثلى براى سلطه و غلبهء خشم بر اوست . توضيح خاصيّت قلب براى آدمى ( 1 ) بدان كه خداوند تمام آنچه ياد كرديم علاوه بر انسان به ديگر حيوانات نيز عطا فرموده است حيوانات هم شهوت و خشم و حواس ظاهرى و باطنى دارند ؛ حتى گوسفند گرگ را با چشم خود مىبيند و در دل از دشمنى او آگاه است و از او مىگريزد و دريافت درونى همان است . بنابراين آنچه ويژه قلب انسان است و به خاطر آن از ارج و شرافتى بسيار برخوردار است و شايستگى تقرّب به خدا را
--> ( 18 ) عراقى گويد : براى اين حديث اصلى نيافتم . ( 19 ) اين حديث را بيهقى در الشعب از حديث جابر به سندى كه راوى ضعيف در سندش هست روايت كرده است و كلينى در كافى ، ج 5 ، ص 12 به شمارهء 3 ، از طريق شيعه روايت كرده است .