الفيض الكاشاني

26

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

دارد يادآور مىشويم . برگشت ويژگيهاى قلب انسان به علم و اراده است . منظور از علم آگاهى به امور دنيا و آخرت و حقايق عقلانى است ، زيرا اين امور ماوراى محسوسات است و حيوانها در آن شركت ندارند ، بلكه دانشهاى كلّى ضرورى از ويژگيهاى عقل است . عقل انسان حكم مىكند كه يك اسب در يك حال نمىتواند در دو جا باشد و اين حكم عقل در مورد هر اسبى صادق است ، ( حكمى كلى است ) و روشن است كه انسان با حسّ خود فقط بعضى از مصداقهاى اسب را در مىيابد لذا اين حكم كلّى كه از سوى عقل صادر مىشود وراى ادراك حسّى است ، و هرگاه اين نكته را در علم ظاهر بديهى درك كرديد در بقيّهء علوم نظرى آشكارتر است . امّا اراده آن است كه هرگاه انسان از راه خرد خويش فرجام كار و راه درستى آن را دريافت از ذات او شوقى به طرف آن مصلحت و فراهم ساختن اسباب آن و ارادهء آن برانگيخته مىشود و اين غير از اراده و تمايل حيوانات است ، بلكه مخالف تمايل است . انسان از رگ زدن و خون گرفتن متنفّر است ، ولى شخص خردمند آن را طلب و اراده مىكند و براى آن پول هم مىدهد ؛ انسان در حال بيمارى به غذاى لذيذ تمايل دارد ، ولى خردمند از خوردن آن خوددارى مىكند و اين منع از روى شهوت نيست . اگر خدا عقل را كه فرجام كارها را مىشناسد خلق مىكرد امّا اين انگيزه‌اى كه اعضا را بر طبق خواستهء عقل به حركت در مىآورد ، نمىآفريد محقّقا حكم عقل ضايع و هدر مىشد . بنابراين در قلب انسان دانشها و اراده‌هايى جاى دارد كه ديگر حيوانها و حتّى كودك در آغاز خلقت ، از آنها بدورند و تنها در هنگام بلوغ پديد مىآيند ، امّا شهوت ، خشم و حواس ظاهرى و باطنى در كودك نيز وجود دارد . پس كسب اين علوم براى كودك به هنگام بلوغ به دو صورت حاصل مىشود : صورت اوّل آن كه قلب او شامل بخشى از علوم بديهى اوّلى است ، مانند علم به محال بودن امور محال و جايز بودن امور جايزى كه ظاهر است . پس علوم نظرى در آن حاصل نشده امّا حصول آن ممكن و نزديك است . حال چنين