الفيض الكاشاني
237
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
منظور مبارزه با نفسى است كه از حقّ دور شده و به درجهء كمال نرسيده است ، اين است كه پيامبر خدا ( ص ) اندازه و زمانى در غذا خوردن نداشت ؛ عايشه گويد : « پيامبر ( ص ) روزه مىگرفت تا آن اندازه كه مىگفتيم : افطار نمىكند و غذا مىخورد تا حدّى كه مىگفتيم : ديگر روزه نمىگيرد . » « 74 » پيامبر بر خاندانش وارد مىشد و مىگفت : « آيا چيزى داريد ؟ اگر مىگفتند : آرى مىخورد و اگر مىگفتند نه ، مىفرمود : در اين صورت روزه مىگيرم و گاه غذايى نزد او مىآوردند پس مىفرمود : من قصد روزه داشتم آنگاه مىخورد . » « 75 » پيامبر ( ص ) روزى ( از خانه ) بيرون رفت و فرمود : « من روزهام ، عايشه به او گفت : به ما حيس ( نوعى غذا ) هديه شده است . پس فرمود : من قصد روزه داشتم ولى آن را نزديك بياور . » « 76 » براى معروف كرخى غذاهاى خوب هديه مىآوردند و مىخورد . به او مىگفتند : برادرت بشر از اين غذاها نمىخورد . پس مىگفت : برادرم بشر را ورع گرفته بود ولى معرفت مرا آزاد و رها گذاشته است ، آنگاه گفت : من در خانهء مولايم ( خدا ) مهمانم . هر گاه غذايم بدهد مىخورم و هر گاه گرسنگىام بدهد صبر مىكنم ، مرا چه رسد كه اعتراض كنم و تشخيص دهم . ابراهيم بن ادهم به يكى از برادرانش چند درهم داد و گفت با اين پول برايمان روغن و عسل و نان سفيد بگير . پس گفت : اى ابو اسحاق با تمام اين پولها ، گفت : واى بر تو هر گاه داشته باشيم مانند مردان مىخوريم و هر گاه نداشته باشيم مانند مردان صبر مىكنيم . روزى غذاى بسيارى فراهم آورد و تعداد كمى را دعوت كرد . به او گفته شد : نمىترسى كه اسراف باشد ؟ گفت : در غذا اسرافى
--> ( 74 ) حديث فوق را مسلم ( در صحيح ) ، ج 3 ، ص 162 و بخارى ( در صحيح ) ، ج 3 ، ص 48 روايت كردهاند . ( 75 ) اين حديث را ابو داوود در ( سنن ) ، ج 1 ، ص 571 و ترمذى در ج 3 ، ص 270 روايت كردهاند . ( 76 ) مسلم در ( صحيح ) ، ج 3 ، ص 159 از حديث عايشه روايت كرده است .