الفيض الكاشاني
232
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
چهارم با هم ملاقات كردند و يكى به ديگرى گفت : از كجا مىآيى ؟ گفت : مأمور شدم يك ماهى را كه فلان يهودى ( لع ) خواسته بود از دريا برانم و ديگرى گفت : مأمور شدم روغن زيتونى را كه فلان عابد خواسته بود بريزم . و اين هشدارى است بر اين كه فراهم آمدن اسباب شهوت از نشانههاى خير نيست . از پيامبر ( ص ) روايت شده است : « بسا كسى كه چيزى بخواهد و ردّ شود و آن را بر نفس خويش برگزيند . خدا او را بيامرزد . » « 66 » و نيز از آن حضرت روايت شده است : « هر گاه سگ گرسنگى را با گردهء نانى و كوزه آبى دفع كنى پس دنيا و اهل دنيا نابود باد . » « 67 » حضرت با اين سخن اشاره فرموده كه درد گرسنگى و ضرر آن را بايد دفع كرد نه اين كه از لذّتهاى دنيا برخوردار شد ، پيشينيان از خوردن مشتهيات و سير شدن از غذاها خوددارى مىكردند و خوددارى آنها به سبب فوايدى بود كه ذكر كرديم ، و در بعضى اوقات غذاى حلالى نداشتند ، لذا به مقدار ضرورت اجازهء استفاده داشتند ؛ و خواستهها از موارد ضرورت نيست ، تا آنجا كه بعضى از همان علماى سابق گفتهاند : نمك خواهش است زيرا بر نان افزوده مىشود و غير از نان هر چه هست شهوت و خواسته است و اين آخرين درجهء رعايت در خواستههاى نفس است و هر كه بر آن قادر نيست سزاوار است از نفس خويش غافل نشود و در شهوتها نيفتد و در مسرف بودن شخص همين بس كه هر چه خواهد بخورد و هر كارى كه مايل است انجام دهد ، و شايسته است كه بر خوردن گوشت مواظبت نكند . على ( ع ) فرمود : « هر كه چهل روز گوشت نخورد اخلاقش بد شود و هر كه چهل روز به خوردن آن مداومت كند دلش سخت شود . » « 68 »
--> ( 66 ) اين حديث را ابن حبان در كتاب الثواب روايت كرده است . و مقدسى در تذكرة الموضوعات ص 50 ، گفته است ، در سند اين حديث عمر و بن خالد واسطى كذّاب ، وجود دارد . ( 67 ) اين حديث را ديلمى در مسد الفردوس از حديث ابو هريره به اسنادى ضعيف روايت كرده است ( المغنى ) . ( 68 ) اول اين حديث در كافى ، ج 6 ، ص 309 ، و در محاسن ، ص 466 ، از حضرت صادق و امام رضا ( ع ) روايت شده است ولى در كتب احاديث بر ذيل حديث دست نيافتم .