الفيض الكاشاني
225
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
جلوى نفس خود را از يك گرده يا دو گرده نان بگيرد ، حدود گرسنگى واقعى برايش آشكار نمىباشد و احتمال مىرود كه اشتهاى او كاذب و دروغين باشد . براى گرسنگى واقعى نشانههايى ذكر شده يكى آن است كه انسان خورشت نخواهد بلكه با اشتها تنها نان بخورد هر نانى كه باشد و هر گاه نان مخصوصى يا خورشتى بخواهد گرسنه نيست ، و گويند : يكى از نشانههاى گرسنگى واقعى آن است كه اگر آب دهن بيندازد مگس بر روى آن ننشيند ، يعنى در آب دهانش چربى نماند و آن دليل خالى بودن معده است ، امّا شناخت اين حالت دشوار است . پس حقّ آن است كه مريد براى خود مقدار غذايى در نظر بگيرد كه او را براى عبادتى كه در صدد انجام آن است ضعيف نسازد و چون به آن مقدار رسيد دست بكشد اگر چه اشتها داشته باشد . خلاصه اندازهگيرى غذا ممكن نيست چون در حالات و اشخاص مختلف فرق مىكند آرى گاه خوراك گروهى از صحابه در هر جمعهاى يك صاع گندم بود و هر گاه خرما مىخوردند خوراكشان يك صاع و نيم خرما مىشد و يك صاع گندم چهار مد ( 10 سير ) بود . بنابراين خوراكشان در هر روزى نزديك به نصف مدّ مىشد و اين همان است كه گفتيم به اندازهء 3 / 1 شكم است و در خوردن خرما نياز به بيش از يك صاع بود چون هستهء خرما از آن كم مىشود . ابوذر ( رض ) مىگفت : خوراك من در زمان پيامبر ( ص ) در هر هفته يك صاع جو بود . به خدا سوگند بر آن نمىافزايم تا پيامبر را ملاقات كنم ، زيرا شنيدم كه مىفرمود : « نزديكترينتان در نشستن با من در قيامت و محبوبترين شما در نزد من كسى است كه به همان حال باشد كه در زمان من هست . » « 49 » و به عنوان زشت شمردن بر بعضى صحابه مىفرمود شما دگرگون شديد ، جو براى شما غربال مىشود و قبلا غربال نمىشد ؛ گردههاى نان بزرگ و نازك مىپزيد و ميان دو خورشت جمع مىكنيد ، و غذاهاى رنگارنگ براى شما مىآورند يكى از شما
--> ( 49 ) اين حديث را احمد در كتاب زهد روايت كرده و از طريق او ابو نعيم در الحليه بدون « واحبكم الى » روايت كرده است روايت فوق منقطع است چنان كه در المغنى آمده است .